مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٧١ - جواب
بروج است نسبت به حمل، پس حمل دهم است نسبت به آن، و در وقت طلوع سرطان ناچار حمل در وسط السماء بوده، و مراد آن حضرت اين است كه: آن كواكب اربعه در بروج شرف خود بودهاند نه همۀ كواكب سبعه، زيرا كه شرف عطارد در برج سنبله است و نهايت بعد او از شمس بيست و هفت درجه است، پس هرگاه در برج شرف باشد ممتنع است كه شمس نيز در برج شرف باشد، و مناقشه كردهاند به اينكه، هر نقطهاى از نقاط فلك البروج طالع افقى است از آفاق عالم، پس تخصيص به سرطان بىوجه است.
همچنانكه مناقشه نمودهاند در آنچه روايت شده است كه: «آفتاب نزد هر زوال توقف مىنمايد، مگر در زوال روز جمعه» [١]، به اينكه آفتاب در هر دقيقه زايل است از نصف النهار افقى، پس بايد كه هميشه آفتاب در توقف باشد [٢].
و همچنين در آنچه وارد شده در مذمّت شهر بصره و اهلش از حضرت امير (عليه السلام) به اينكه «بصره نزديك است به آب و دور از آسمان» [٣]، با وجود اينكه دورى كرۀ زمين از آسمان نسبت به همۀ اطراف مساوى است.
و جواب از اين مناقشات آن است كه: امثال اين احكام نظر به اعدل بقاع است در خط استوا، يا نظر به بلادى است كه حديث در آن وارد شده است، يا مراد خصوص مكّۀ معظّمه، يا مدينۀ منوّره است.
و مراد به دورى بصره از آسمان دورى آن است از معدّل النهار، و از اين است كه علماى هيئت و نجوم مىگويند كه: دورترين مواضع زمين از آسمان
[١] كافى: ٣/ ٤١٦ حديث ١٤، بحار الانوار: ٥٥/ ١٦٣ حديث ٢٢ و ١٦٨ حديث ٢٩ و ١٧٢ حديث ٣٢.
[٢] بحار الانوار: ٥٥/ ١٧٠.
[٣] تفسير قمّى: ٢/ ٣٣٩ و ٣٤٠، بحار الانوار: ٣٢/ ٢٢٦ حديث ١٧٦.