مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٢٤٥ - سؤال ذفا ٧٨١
جواب:
از اصل بيرون مىرود هر چند كه وصيّت نكند هرگاه ثابت باشد بر ذمّۀ او هست؛ به اقرار او، يا به اعتراف ورثه، با بلوغ [و] رشد، لكن هرگاه در مرض موت به آنها وصيّت كرده باشد به كذب به اين نحو كه قرينهاى چند باشد كه دلالت كند بر آنكه مشغول الذّمة نيست و از براى اضرار وارث اين وصيّت مىكند در اين صورت از ثلث بيرون مىرود و اضافه بر آن باطل مىباشد.
سؤال ذعط [٧٧٩]:
هرگاه صد تومان- مثلا- به سيدى قرض داد و بعد از آن فقير شد و يا مرد [١] و از او چيزى نماند، يا ورثۀ او نمىدهند، يا انكار مىكنند، يا زنده است و دارد و نمىدهد، آيا در اين صورت مىتوان آن را به خمس حساب كرد، هر چند كه سادات فقير نيز باشند [٢]؟
جواب:
خمس را بدون مصلحت مجتهد دادن مشكل است، و اگر مجتهد در آنجا صلاح در محاسبه داند مانعى ندارد و ظاهرا هرگاه آن شخص استحقاق خمس دارد ضرر ندارد.
سؤال ذف [٧٨٠]:
قرار ابتداء سال در حساب خمس، مفوّض است به رأى مالك، يا قاعدۀ كليّه دارد؟
جواب:
اوّلش آن وقت است كه شروع در كسب، يا تجارت يا زراعت- مثلا- مىشود [٣].
سؤال ذفا [٧٨١]:
آيا در هر چيزى كه از خرج روز به روز زياد آمد گذشتن سال در آن شرط است يا آنكه- مثلا- اگر ابتداء سال قاعدۀ خود را عيد رمضان قرار دهد و در آن نفع كلّى براى او حاصل شود، اگر در عرض اين سال- هر چند روز آخر ماه رمضان باشد- آن را صرف كند خمس ندارد؟ و اگر در
[١] ه: به رحمت خدا رفت.
[٢] الف، ب، حجرى: نباشند.
[٣] ه: مىكند.