مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٥١٥ - جواب
زنا و بهتان مىبست بر او تا مضطرّ شود به آنكه چيزى از مهر خود ببخشد به او و او به آن چيز زن نو را بياورد پس اين آيه نازل شد جهت نهى از آن، و به اين سبب فرموده: أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً [١].
و همچنين در حديث مشهور كه عامّه و خاصّه به طرق معتبره روايت كردهاند، بعضى در قدح «عمر» و بعضى در مدح او كه روزى عمر بر بالاى منبر منع كرد از زياده بر مهر سنّت نبوى (صلّى اللّه عليه و آله) كه پانصد درهم شرعى است، يعنى دويست و شصت و دو مثقال و نيم صرّاف است از نقره سكّه دار، و گفت: هر كه زياده بر مهر سنّت كند زيادتى را مىگيرم و داخل بيت المال مىكنم، پس زنى برخاست و گفت: از ما مىگيرى چيزى را كه خدا بر ما حلال كرده است، و همين آيه را خواند، پس عمر گفت: (كلّ الناس أفقه من عمر حتّى المخدّرات) [٢] يعنى همه كس داناترند از عمر حتّى زنان، و از منع مذكور برگشت.
و هيچ كس حتّى عمر منع از بخشش به زن نكرده و همچنين احدى تا حال- از دوست و دشمن عمر- تخطئه عمر و آن زن در اين مسأله ننمودهاند، هر چند به حسب ظاهر حملش بر هبه ممكن باشد، و لزوم هبۀ زوجين موافق مشهور و خارج است از محلّ نزاع فيما بين.
قوله: «و همچنين اطلاق كريمه» [٣]، همچنين نفعى به مدّعى نمىرساند،
[١] نساء (٤): ٢٠.
[٢] تفسير كشّاف: ١/ ٤٩١، سنن بيهقى: ٧/ ٢٣٣ (با اندكى اختلاف)، بحار الأنوار: ٣٠/ ٦٥٥، كشف الخفاء: ١/ ٢٦٩ و ٣٨٨ و ١١٨، جامع بيان العلم و فضله: ٢٠٨، تفسير قرطبى: ٥/ ٦٦، ارشاد السارى: ٨/ ٦٠، تفسير نيشابورى (مطبوع در حاشيه تفسير طبرى): ٤/ ٢٢٠، در المنثور:
٢/ ٢٣٧، كنز العمّال: ١٦/ ٥٣٦- ٥٣٨ احاديث ٤٥٧٩٦- ٤٥٨٠٠، مستدرك حاكم: ٢/ ١٩١- ١٩٣ حديث ٢٧٢٥- ٢٧٢٨. لازم به يادآورى است كه حاكم در ذيل حديث ٢٧٢٨ اين روايت را متواتر دانسته و فرمود كه: كتاب بزرگى در اين زمينه نوشته است و ذهبى نيز تواتر آن را پذيرفته است.
براى توضيح بيشتر مراجعه شود به الغدير: ٦/ ٩٥- ٩٩.
[٣] مراجعه شود به صفحۀ ٤٩٨ كتاب حاضر.