مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٢٧٤ - جواب
به صلح يا هبه يا ابراء- مثلا- آن شخص مطلقا برىء الذّمة مىشود يا نه؟
جواب:
در حقّ عرضى؛ هرگاه صاحب حقّ نباشد براى او دعا و استغفار بايد نمود و استرضاى ورثه معلوم نيست كه نفعى داشته باشد، و در حقّ مالى و قصاص اگر با ورثه به طيب خاطر طىّ نمايد خوب است و بايد كه وارث را تمكين از قصاص دهد و هر قدر را كه مشغول الذّمة است به ايشان اعلام كند كه ايشان دانسته به طوع و رغبت صلح يا ابراء كنند، و اگر به ضرورت يا بدون اعلام طى كنند رفع نزاع اخروى نمىشود.
سؤال ضن [٨٥٠]:
شخصى مشغول الذّمۀ ما بود و مىتوانست كه حق ما را بدهد و نداد، حلال كردن او بهتر است، يا نه؟
جواب:
بلى هرگاه شيعه باشد.
سؤال ضنا [٨٥١]:
شخصى طلبى دارد اگر ايستادگى كند تواند حقّ خود را بگيرد، آيا جايز است كه ترك مطالبه كند و دعوى را به قيامت اندازد، خواه مضطر باشد به آن وجه يا نه؟ و مديون خويش باشد يا بيگانه، و بر تقدير جواز؛ مستحب است يا مكروه؟
جواب:
اگر متضمّن دعوا و مفسده و هتك عرض باشد ظاهرا ترك اولى است، مگر آنكه ضرر عظيم به او رسد و مضطر شود يا خرج حجّ او باشد با استطاعت و داند كه مطالبه نفع مىكند.
سؤال ضنب [٨٥٢]:
ما السبب في أخبار بعض المجانين و أصحاب الماليخوليا بامور غيبيّة فيكون كما قالوا؟
جواب:
قالوا: إنّ من غلب عليه السوداء و استحكم جنونه و استولت المرّة السوداء [١] على دماغه أو هنت منه التخيّل و حلّت الروح المنصبّة في وسط
[١] في الحجرية: بالسوداء.