مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٩٣ - جواب
الحرف المخصوص، و الحوت و الدوات، و لا تلتئم واحد منها مع الآخر في القوافي [١]، لكن يمكن أن يقال: إنّها تلتئم و تقع قوافي على صيغة النون و يكون من باب الجناس، إلّا أنّ ذلك لا يرد على المعمى، لأنّ القضيّة مهملة، فتأمل.
و المراد بالقوافي أوّلا: أواخر الأبيات و ثانيا: القصائد كما قال [٢]:
و كم علّمته نظم القوافي * * * فلمّا قال قافية هجاني [٣]
سؤال خفب [٦٨٢]:
هرگاه به اجتهاد معلوم شود كه قبله بيرون نيست از پيش فلان كوه تا فلان كوه- مثلا- آيا مخيّر است كه به هر جزئى كه خواهد رو كند؟
جواب:
بلى، هرگاه نسبت به احتمال قبله مساوى باشند، و اگر ظنّ قبله در بعضى اجزاء بيشتر باشد رو به همان كند.
سؤال خفج [٦٨٣]:
در باب قبله در سفر عمل به قول مكارى و كشتىبان و شتردار و غير هم مىتوان نمود؟ و همچنين در حضر به قول صاحبخانه و كاروانسرا دار و غيره عمل مىتوان كرد يا نه؟
جواب:
بلى، هرگاه مظنّه از قول ايشان به هم رسد هر چند عادل نباشند، بلكه فاسق و يا كافر باشند.
[١] براى حلّ اين مطلب لازم به يادآورى است كه: سؤال شده كه كدام عين الفعلهائى هستند كه در شعر هم قافيه مىشوند، و كدام نونهائى هستند كه در شعر هم قافيه نمىشوند؟
جواب داده شد كه: عين الفعلهائى كه هم قافيه مىشوند كلمات «غد»، «يد» و «دد» هستند، و نونهائى كه هم قافيه نمىشوند «دوات» و «حوت» و «نون» هستند. حرف نون كه روشن است، به «حوت» نون گفته مىشود، به همين جهت لقب حضرت يونس (عليه السلام) «ذو النون» مىباشد. و به قول بعض مفسرين و لغويين؛ نون در آيۀ ن وَ الْقَلَمِ به دوات معنى شده است.
[٢] ه: يقال.
[٣] لم نعثر عليه.