مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٨١ - جواب
و در حديث است كه: حضرت پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از جبرئيل پرسيد كه: آيا زوال شمس شد؟ گفت: نه، بلى، پس گفت: ميان گفتن «نه» و «بلى» آفتاب پانصد سال راه طى نمود [١].
گويند كه: افلاك مانند ورقهاى پياز به هم چسبيدهاند و ستارهها مانند ميخ در فلك كوبيده شدهاند [٢] و فلك هشتم را در اصطلاح شرع «كرسى» گويند، و فلك نهم را «عرش» گويند [٣] و نزد شرع ما بين هر فلك تا فلك ديگر خالى است و متصل به هم نيستند، بلكه پانصد سال راه ميان هر دو فلك هست [٤].
و از حضرت پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مروى است كه: نيست آسمانهاى هفتگانه در جنب كرسى مگر مانند حلقۀ افتادهاى در بيابان، و نسبت عرش به كرسى مثل نسبت آن بيابان است به آن حلقه [٥].
إذا قالت حذام فصدّقوها * * * فانّ القول ما قالت حذام [٦]
سؤال ثعد [٥٧٤]:
شخصى متوفّى، و وارث او منحصر در هفت نفر نواده كه شش پسرند و يك دختر، لكن نسبت آنها به ميّت مختلف است، دخترى با يك پسر از دختر اوست، و دو پسر از يك پسر، و سه پسر از پسر ديگر، ميراث ايشان به چه نحو است؟
جواب:
در اين مسأله خلاف عظيم است، سيد مرتضى با جمعى قائلند كه
[١] بحار الانوار: ١٣/ ٣٥٢ حديث ٤٤. توضيح: اين روايت راجع به حضرت موسى (عليه السلام) نقل شده است.
[٢] شرح المقاصد: ٣/ ١٣٨ (با اندكى اختلاف).
[٣] بحار الانوار: ٥٥/ ٧٦.
[٤] در مظانّش نيافتيم.
[٥] معانى الاخبار: ٣٣٣ حديث ١، خصال صدوق: ٢/ ٥٤٢.
[٦] جامع الشواهد: ١/ ٧٩.