مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٥٢٨ - ٦ حاشيۀ صفحۀ (٢٣٥) متن كتاب
[٥]: حاشيۀ صفحۀ (٢١٦) متن كتاب
و از اين قبيل است سؤال چون اجرت حمّامى به اين طريق باشد كه از هر مسلمى ربع درهم و از يهودى دو درهم و از هر نصرانى چهار درهم گيرند پس اتفاقا چهل نفر از ايشان به حمام رفته اجرتشان نيز چهل درهم از هر فرقه چند نفر بوده است؟
جواب: از مسلم بيست و چهار از يهود پانزده و از نصارى يكى بوده.
ايضا سؤال: شخصى يك گوسفند و يك گرگ و قدرى علف همراه داشته به آبى مىرسد كه بايد از آن به قفه [١] عبور نمايد، و بر علف از گوسفند و بر گوسفند از گرگ مىترسد و قفه متحمّل زياده بر يكى از آن سه چيز نمىشود چه كند؟
جواب:- مثلا- اولا گوسفند را با خود برد و ثانيا گرگ را برد و در آن طرف آب گذاشته گوسفند را همراه برگرداند و بگذارد و به عوض آن علف همراه برده نزد گرگ گذاشته برگردد و گوسفند را ببرد.
أيضا: دو نفر شريكاند در خيك شيره مشتمل بر ده من و مىخواهند كه تقسيم نمايند، ميزان وكيلى ندارند مگر دو خيك خالى كه يكى سه من مىگيرد، و ديگرى هفت من چه نحو تقسيم كنند؟
جواب: دو دفعه خيك سه منى را پر كرده در هفت من خالى كنند، باز سه من را پر كرده از آن؛ نقص هفت منى را تمام كنند پس [دو من] در سه منى مىماند، آنگاه هفت منى را در ده من و بعد از آن آنچه در سه منى است در هفت منى ريخته، سه را از ده من پر كند، پس در سه منى سه من و در هفت منى دو من مىنمايد اين پنج من است و از ده من نيز پنج من مانده است، منه (رحمه اللّه).
[٦]: حاشيۀ صفحۀ (٢٣٥) متن كتاب
و الأقرب في حلّ الرباعي المذكور ما قاله الفاضل المتفنّن الحاج أبو الحجّاج يوسف بن
[١] يعنى: كرجى و قايق (لغتنامه دهخدا: ٣٨/ ٣٨٤).