مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣٨٩ - جواب
جواب:
اوّل شوهر دار است و هر مطلّقه در عدّۀ رجعيّه، و ثانى هر زنى است كه در حين شوهردارى او را عقد كرده باشد، يا با او زنا كرده باشد، يا در عدّه [و] يا در احرام عقد شده باشد، يا مطلّقۀ تسع باشد در عدّه [١]، يا به برادر يا پسر يا پدر او لواطه كرده باشند كه در اين صور آن زن بر فاعل محرّم ابدى است و محرم نيست.
سؤال غقج [١١٠٣]:
در حديث است كه: «لو علم الناس ما في زيارة [الحسين (عليه السلام) في النصف من] شعبان من الثواب لقامت ذكور الرجال على الخشب» [٢] چه معنى دارد؟
جواب:
از براى آن چند معنى گفتهاند:
يكى آنكه: اگر مردم بدانند ثواب زيارت شعبان را هرآينه به سبب رفتن زيارت و ترك تقيّۀ حكّام جور ايشان را به دار كشند و بر دار بمانند.
ديگر آنكه: چون دانند ثواب زيارت را كه كفّارۀ گناهان مىشود مرتكب گناه خواهند شد به حدّى كه هن ايشان براى چوب بر خواهد خاست.
ديگر آنكه: بعد از دانستن ثواب آن؛ مردان مرد هرگاه پاى گوشتين نداشته باشند به پاى چوبين خواهند رفت و اگر احتمال تصحيف و تحريف در حديث رود احتمالات ديگر به هم مىرساند.
[١] يعنى اگر ٩ طلاق به اين شكل واقع شود كه: كسى زنش را با مراعات تمام شرايط طلاق دهد و هنوز عده تمام نشده رجوع كند و دوباره طلاق دهد باز در عده رجوع كند و براى بار سوم طلاق دهد سپس با محلل بر او حلال شود سپس باز طلاق داده و در عده رجوع نمايد و براى بار ششم با محلل حلال شود و دو بار ديگر به همين شكل طلاق دهد بعد طلاق نهم بر او حرام ابدى خواهد شد ولى اگر صبر كند تا عده تمام شود و دوباره ازدواج كند اين حكم را ندارد. مراجعه شود به «مسالك الافهام:
٧/ ٣٥٤ و ٣٥٥ و الحدائق الناضرة: ٢٣/ ٦٣٤ و ٦٣٥».
[٢] كامل الزيارات: ٣٣٧ و ٣٣٨، اقبال الأعمال: ٧١١، بحار الأنوار: ٩٨/ ٩٥.