مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٩١ - سؤال ثفب ٥٨٢
پس فرمود: اى ابو ذر! چهار پيغمبر سريانى بودند، آدم و شيث و اخنوخ- كه ادريس است- و او اوّل كسى است كه به قلم نوشت، و نوح، و چهار پيغمبر عرب بودند، هود و صالح و شعيب و پيغمبر تو، و اوّل پيغمبران بنى اسرائيل موسى بود، و آخر ايشان عيسى و ميان ايشان ششصد پيغمبر بود [١].
و به روايت ديگر: عدد پيغمبران بنى اسرائيل، چهار هزار نفر بودند [٢].
و مراد از اسرائيل حضرت يعقوب است و شايد مراد از بنى اسرائيل؛ نوادههاى آن حضرت باشند، زيرا كه حضرت يوسف (عليه السلام) پيغمبر بود بلا خلاف، و آيات و روايات نيز بر آن دلالت دارد [٣].
و در خبر ديگر از حضرت صادق (عليه السلام) مروى است كه: پيغمبران كه خدا فرستاد صد و چهل و چهار هزار [نفر] بودند، مثل ايشان از اوصياء نيز فرستاد [٤].
و ممكن است كه جمع ميان اخبار به اينكه مراد به بعضى از ايشان، پيغمبرانى بودهاند كه مبعوث نشدهاند، مگر بر نفس خود يا بر اهل بيت خود- مثلا- نه بر همۀ عالم مانند: آدم و نوح و پيغمبر ما [كه اينها بر همۀ عالم مبعوث گرديدند]، يا بر جمع كثيرى مانند: اكثر ايشان [يعنى: پيامبران]، و اللّه العالم.
سؤال ثفب [٥٨٢]:
قد روى الفاضل العارف الكاشاني في تفسيره «الصافي» عن كتاب «علل الشرائع» حديثا في مقدمة موسى و الخضر (عليهما السلام) [٥]، و المرجوّ منكم البيان بحيث يتّضح المرام و يرتفع الإشكال عن ظاهر الخبر
[١] معانى الاخبار: ٣٣٣ حديث ١، خصال صدوق: ٥٢٤، بحار الانوار: ١١/ ٣٢ حديث ٢٤ (با اندكى اختلاف).
[٢] امالى شيخ طوسى: ٤٠٩، بحار الانوار: ١١/ ٣١ حديث ٢٢.
[٣] يوسف (١٢): ٦، بحار الانوار: ١٢/ ٢٦٧ حديث ٣٧ و ٢٩٥ حديث ٧٧ و ٢٩٧ حديث ٨٣.
[٤] اختصاص: ٢٦٣، بحار الانوار: ١١/ ٥٩ حديث ٦٧.
[٥] تفسير الصافي: ٣/ ٢٥٧ و ٢٥٨، علل الشرائع: ٦٠- ٦٢.