مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٣١٨ - جواب
و امّا آبى اللحم به مدّ «الف» بر وزن اسم فاعل از «أبي»، پس او از جملۀ صحابۀ كبار و از بنى غفار است و در جنگ حنين شهيد شده، و در نامش خلاف كردهاند، بعضى خلف و برخى عبد اللّه و جمعى حويرث گفتهاند، و در وجه لقبش چنين گفتهاند كه: نمىخورد گوشتى را كه براى بتان مىكشتهاند [١].
سؤال ظمو [٩٤٦]:
حال عمر بن سعد نزد اهل سنت چه نحو است؟
جواب:
ابن حجر شافعى در كتاب «تقريب» چنين گفته است: عمر بن سعد بن أبى وقاص مدنى ساكن كوفه بسيار راستگو است، لكن مردم دشمن او شدند به سبب آنكه امير بود بر عسكرى كه حسين بن على (عليه السلام) را كشتند، و از جملۀ تابعين است و مختار او را كشت در سنۀ شصت و پنج يا بعد از آن، و غلط كرد آن كس كه او را داخل صحابه شمرد. و جزم كرده است ابن معين به اينكه ولادت او در روز وفات عمر بن خطاب بود [٢]، تمام شد كلام ابن حجر.
و در كتاب «تهذيب التهذيب» چنين گفته است كه: گفت احمد بن أبى خيثمه كه پرسيدم ابن معين را از حال عمر بن سعد، گفت: چگونه ثقه و معتمد مىباشد كسى كه حسين (عليه السلام) را كشته باشد؟!! [٣]
و نيز ابن حجر در كتاب «صواعق» نقل اجماع كرده است بر جواز لعن هر كس كه حسين (عليه السلام) را كشته باشد، يا امر به كشتن او نموده، يا راضى به كشتن او شده است، به شرطى كه نام آن شخص را نبرند [٤].
و قال العلامة التفتازاني في «شرح العقائد النسفيّة»- بعد نقل الخلاف في هذه المسأله-: إنّ بعضهم اطلق اللعن عليه- يعني يزيد- لأنّه كفر حين أمر بقتل
[١] الاصابة: ١/ ١٣ (با اندكى اختلاف).
[٢] تقريب التهذيب: ٢/ ٥٦.
[٣] تهذيب التهذيب: ٧/ ٤٥١.
[٤] صواعق المحرقة: ٢٢٣.