مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٥١٢ - جواب
ورثه و متعلّقان ميّت نظر به متعارف و أخذ خلف از سلف از روز ظهور نور شريعت غرّا الى الآن من غير نكير من احد من الأعيان حتّى المحتاطين من أهل الورع و العرفان.
و از جملۀ مؤيّدات آن است كه: بعد از خروج روح، بل قبل از آن مردم جمعيت مىكنند و داخل ملك آن شخص مىشوند و از براى تجهيز او توقّف نمايند و در خانه بر فرش او مىنشينند و بعد از دفن از براى تعزيه نيز چنين مىكنند و مطلقا احتياط نمىنمايند و اقتصار بر قدر ضرورة و ما تندفع به الحاجة نمىكنند و زياده بر قدرى كه از براى اخراج ميّت ضرور باشد از اجانب و غير ورثه از اقارب داخل حرم مىشوند و مطلقا تجسّس و تفحّص از ورثه و حاضرين و غايبين و كاملين و قاصرين و غرما و موجرين نمىنمايند و از پى رخصت و استيذان نمىروند، بلكه غالبا علم عادّى دارند به اينكه ظروف و فروشى را كه استعمال مىكنند داخل تركه و اموال مشتركه است و شايد منشأ اينها همه استثناء ايّام تعزيه باشد.
و محتمل است كه حكمت در استثناء احترام ميّت باشد كه به سبب دورى و هجران دوستان و استيذان هتك عرض او نشود و افلاس و بىچيزى او ظاهر نگردد و سرايت به خفّت و ذلّت ورثه نكند، و اللّه يعلم.
و لوعه و حزن ضعيفه معلوم نيست كه بيشتر از حزن ساير ورثه باشد و زوجه بيشتر از پدر و مادر و اولاد او مكدّر شود.
اگر يك قطره كم گشت از سبويش * * * هزاران دجله سر دارد به جويش
و قطع يد ايتام بلكه يد زوج ضعيف مسكين در صورت موت زوجه يا طلاق مستلزم حرج و عسر منفيين است، زيرا كه در صورت طلاق؛ زوج محتاج به تجديد فراش و اخراجات تازه است و زوجه غالبا شوهر مىكند و امثال اين تداركات، بلكه شايد بهتر از آنها براى او به هم مىرسد، زيرا كه نفقه