مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٧٠ - جواب
شروع در گفتگو نمودند و كلامشان به جايى نرسيد، پس فضل به [امام] رضا (عليه السلام) گفت كه: شما بگوييد، اصلاح كند خدا تو را، حضرت فرمود كه: از قرآن بگويم يا از حساب؟ فضل چون عارف بود به نجوم و حساب گفت: اوّلا از حساب بگوييد، حضرت فرمود كه: «به تحقيق دانستهاى- اى فضل- كه طالع دنيا سرطان است و كواكب در ابتداى خلقت آن در مواضع شرف خود بودهاند» فضل گفت: بلى، حضرت فرمود: «پس زحل در ميزان، و مشترى در سرطان، و مريخ در جدى، و زهره در حوت، و قمر در ثور، و شمس در وسط السماء؛ در حمل بودهاند، و اين نمىشود مگر در روز»، فضل گفت: پس از قرآن بگوئيد، حضرت فرمود كه: «حق تعالى فرموده: لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهٰا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ [١] يعنى: روز پيش از شب بوده» [٢].
و در طريق ديگر آن است كه: حضرت فرموده: «پس زحل در ميزان، و مشترى در سرطان، و شمس در حمل، و قمر در ثور بوده، پس اين دلالت مىكند بر بودن آفتاب در حمل در عاشر از طالع در وسط السماء، پس روز مخلوق شده است پيش از شب» [٣] تا آخر حديث.
و شايد كه مراد از «طالع سرطان» اين باشد كه: در آن وقت سرطان بر افق شرقى بوده است نسبت به قبّۀ زمين از موضع كعبه يا غير آن، و مراد از شرف كواكب، مصطلح منجمان باشد نظر به آنكه خطاب حضرت با فضل بوده است كه در صنعت نجوم سرامد بوده.
و بعضى از محققين در حلّ اين حديث فرموده است كه: سرطان چهارم
[١] يس (٣٦): ٤٠.
[٢] بحار الانوار: ٥٤/ ٢٢٦ و ٢٢٧ حديث ٢٨٧، فرج المهموم: ٩٥.
[٣] مجمع البيان: ٥/ ٢٥ (جزء ٢٣)، تفسير نور الثقلين: ٤/ ٣٨٧ حديث ٥٣ (نقل از تفسير عيّاشى)، مناقب ابن شهر آشوب: ٤/ ٣٥٣، بحار الانوار: ٥٥/ ١٦٢ حديث ٢٠.