مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٨٥ - جواب
و عفّت ورزيد و عشق را در دل خود پيچيد تا او را كشت [١].
و محيّ الدين نووى مطلق گفته و شرط كتمان و عفّت ننموده است، بلكه از جملۀ شهدائى كه غسل ندارند شمرده است كسى را كه به عشق مرده باشد، و زنى را كه بر سر زائيدن بميرد [٢].
بلكه حلّيت لواطه را به امام مالك- كه از جملۀ فقهاى اربعه است- نسبت دادهاند و از «منظومۀ مالك» نقل كردهاند كه چنين گفته است:
شعر
و جايز نيك الغلام الأمرد * * * و جوّزوا للرجل المجرّد
هذا إذا كان وحيدا في السفر * * * و لم يجد انثى تقي إلّا الذكر [٣]
و على بن عراق مصرى شافعى در كتاب «تذكرة الأدباء» نسبت داده است به قاضى ابو الحكم مالك بن مراحل اين رباعى را:
مذهبي تقبيل خدّ مذهبي * * * سيّدي ما ذا ترى في مذهبي
لا تخالف مالكا في رأيه * * * فبه يأخذ أهل المغرب ٤
و شيخ فريد الدين أوحدى در منظومۀ كبيرۀ خود اشاره به اين بشارت نموده و گفته است:
مكن اى خواجه بر غلامان جور * * * كه بدين شكل و سان نماند دور
زور بر زير دست خويش مكن * * * دل او را ز غصّه ريش مكن
آبروى غلام خويش مبر * * * محضر بد به نام خويش مدر
نتوان زد به گفتۀ مالك * * * غوطه در چنين ورطهاى هالك ٥
[١] (الغيث الذي انسجم في شرح لاميّة العجم) ذيل شعر «فلا صديق إليه مشتكى حزني».
[٢] الغيث الذي انسجم في شرح لامية العجم ذيل شعر «الخال اغترابي».
[٣] ٣ و ٤ اين كتاب را نيافتيم.
[٤] ٥ ديوان اوحدى مراغى: ٥٥٦ و ٥٥٧.