مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٣٢ - جواب
اسافل مكّه سكنى داشتند و شخصى «سميدع» نام را بر خود امير نمودند، خلاصه باز كعبه در ايّام جرهم خراب شد و جرهم آن را بنا نمودند، پس در ميان جرهم و عمالقه جنگى عظيم واقع شد، و «سميدع» با جمعى كثير از طرفين كشته گشته، بالاخره عمالقه غالب آمده جرهم و اولاد اسماعيل از مكّه فرار نمودند، و عمالقه در آنجا پادشاهى كردند، و در ايّام ايشان نيز كعبه خراب شد و ايشان ساختند، و آخر الامر عصيان ورزيدند و حرمت كعبه را نگاه نداشتند، پس حق تعالى مورچه را بر ايشان مسلط ساخت و ايشان گريختند و به يمن رفتند و در آنجا هلاك شدند و مكّه باز به تصرّف جرهم و اولاد اسماعيل در آمد [١].
هفتم: بناى قصىّ بن كلاب است، به ضمّ قاف و فتح صاد مهمله و تشديد ياء، و او پدر عبد مناف جدّ پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) است، و اوّل كسى است از اولاد اسماعيل كه بناى كعبه نمود.
و مجملى از احوال او آن است كه: پدر او- كلاب بن مرّة- فاطمة بنت سعد بن سيل را به عقد خود در آورده، از او زهره و قصىّ به هم رسيدند، و چون كلاب فوت شد فاطمه به عقد ربيعة بن حزام در آمد و ربيعة او را با پسرش قصىّ برداشته به شام برد، چون قصىّ به حدّ رشد رسيد در ميان او و آل [٢] ربيعه ناخوشى به هم رسيد و او را به غربت سرزنش نمودند و گفتند: چرا به قبيلۀ خود نمىروى، و او خيال مىكرد كه پدرش ربيعه است، پس شكايت طائفه را به او [يعنى: به مادرش] نمود، او گفت: اى فرزند تو گرامى ترين مردمى، و طايفۀ تو در مكّهاند، قصىّ چون اين را شنيد روانۀ مكّه گرديد، و چون به مكّه رسيد اولاد اسماعيل او را استقبال نمودند و به إعزاز تمام داخل گرديد، در آن وقت شخصى
[١] اخبار مكّه: ١/ ٨١- ٩٠، مروج الذهب: ٢/ ٤٩ و ٥٠ (با اندكى اختلاف).
[٢] ج: اولاد.