تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٢ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
نيز لازم آن خواهد بود پس هم چنان كه قول حق حقيق است بر موسى موسى نيز حقيق است بر قول حق و يا بجهت اغراق در وصف بصدق و معناه (حق واجب على القول بان اكون انا قائله و لا يرضى الا مثلى ناطقا به) و يا حقيق متضمن حريص است اى (حريص على ان لا اقول على اللَّه الا الحق و ما فرضه على من الرسالة) و يا على در مكان با موضوع شده بجهة افاده تمكن كقولهم رميت على القوس اى بالقوس و گويند حقيق خبر مبتداى محذوفست اى انا حقيق يعنى من سزاوارم و يا مستقر و راسخم بر آنكه نگويم بر خدا مگر سخن راست فرعون بعد از شنيدن اينمقال از موسى گفت اى موسى بر اينمدعا هيچ بينتى و حجتى دارى موسى فرمود كه قَدْ جِئْتُكُمْ بتحقيق كه آمدهام بشما بِبَيِّنَةٍ بحجتى روشن مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما يا آوردهام معجزات پيدا و هويدا كه بر صحت رسالت من گواهست و آن عصا و يد و بيضا است فَأَرْسِلْ مَعِيَ پس بفرست با من بَنِي إِسْرائِيلَ فرزندان يعقوب را و دست از استخدام ايشان كوتاه كن تا بارض مقدسه كه موطن اباى ايشان بوده باز گردند و سبب اينكه فرعون بنى اسرائيل را به بندگى ميگرفت آن بود كه چون يعقوب عليه السلام با اولاد و احفاد خود بمصر آمدند و هم آنجا قرار گرفتند و نسل ايشان بسيار شد و يعقوب و يوسف با برادران در گذشتند و ملك ريان كه فرعون زمان يوسف بود بمرد پسرش مصعب بنى اسرائيل را حرمت مى داشت و متعرض ايشان نميشد و چون او نيز بمرد وليد كه فرعون زمان موسى بود بر تخت نشست و زبان بلاف انا ربكم الاعلى بگشاد و بنى اسرائيل دعوى او را قبول نكردند و چون اتباع او بسيار شد و تسلطى تمام يافت و در بنى اسرائيل قوتى و كثرتى چندان نبود گفت پدر شما درم خريده كسان ما بوده اند و شما بنده زادگان مائيد پس ايشان را به بندگى گرفت تا وقتى كه موسى مبعوث شد و فرمود اى فرعون دست از بنى اسرائيل باز دار قالَ گفت فرعون إِنْ كُنْتَ اگر هستى تو كه در دعواى خود صادقى جِئْتَ بِآيَةٍ آورده معجزه و حجتى از نزد خداى خود فَأْتِ بِها پس بيار آن را يعنى بنما بمن إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر هستى از راست گويان در اين دعوى جواب شرط محذوف است بقرينه ما قبل يعنى اگر در دعوى نبوت صادقى آيتى كه مصدق و مبين قول تو باشد بمن نما فَأَلْقى عَصاهُ پس بيفكند موسى عصا را از دست خود فَإِذا هِيَ پس آنجا آن عصا بعد از القا ثُعْبانٌ مُبِينٌ اژدهايى شد ظاهر و هويدا دهن گشاده و ما بين اللحيتين او هشتاد زارع بود فك اسفل بر زمين نهاده فك اعلى بر كنگره قصر فرعون و روى بجانب تخت وى آورد ملازمان بار كار بهزيمت رفتند و