تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٧ - سوره الأنفال(٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
آوردند و حقتعالى از اين قصه خبر ميدهد كه وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ و ياد كنيد آن را كه بياراست براى كافران ديو سركش كه ابليس است أَعْمالَهُمْ كردارهاى ايشان را در دشمنى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در حقايق سلمى آورده كه قوت ايشان را در نظر ايشان در آورد تا اعتماد بر آن كردند وَ قالَ گفت ابليس لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ هيچ كس غلبه كننده نيست بر شما امروز مِنَ النَّاسِ از مردمان بجهت كثرت لشگر شما و آراستگى شما وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ و بدرستى كه من زنهار دهنده و فرياد رسندهام از قوم كنانه و نگذارم كه از ايشان بشما ضررى رسد جار اسم جوار است بمعنى مجير در انوار گفته كه اين از مقاله نفسانيه است و وساوس آن يعنى شيطان در دل ايشان انداخت و در نظر ايشان در آورد كه شما مغلوب نشويد و اهل اسلام را طاقت مقاومت شما نباشد بجهت كثرت عدد و عدد شما و در و هم ايشان در آورد كه اين محاربه موجب قربت خواهد بود و سبب نزديكى بخدا و لهذا گفتند كه (اللهم انصر اهدى الفئتين و افضل الدينين) و لكم خبر غالب است يا صفت نه صله آن و اگر نه منصوب ميبود كقولك لا ضاربا زيدا عندنا فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ پس آن هنگام كه ديدند هر دو لشگر يكديگر را نَكَصَ بازگشت شيطان عَلى عَقِبَيْهِ بر هر دو پاشنه خود يعنى بطريق قهقرى برگشت مراد آنست كه كيد او باطل شد و آنچه در خيال ايشان انداخته بود كه مجير ايشان باشد سبب هلاكت ايشان شد و در خبر است كه چون در روز بدر ملائكه فرود آمدند شيطان ايشان را ديد و نظر او بر جبرئيل افتاد كه در پيش استر رسول ايستاده و عنان آن را بدست گرفته روى بفرار نهاد و در آن محل دست او بدست حارث بن هشام بود حارث گفت اى سراقه در چنين وقت و چنين حال ما را فرو ميگذارى ابليس دست بر سينه او زد وَ قالَ و گفت إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ بدرستى كه من بيزارم از زنهار دادن شما إِنِّي أَرى بدرستى كه من مىبينم ما لا تَرَوْنَ آنچه شما نهمىبينيد يعنى فرشتگان را كه بمدد مؤمنان مىآيند إِنِّي أَخافُ اللَّهَ بدرستى كه من مىترسم از خدا از ابن عباس روايت كردهاند كه دروغ گفت آن دشمن خدا كه اگر از خداى ترسيدى كار او به اينجا نكشيدى آوردهاند كه منهزمان از بدر بعد از رجوع بمكه سراقه را پيغام فرستادند كه لشگر ما را تو منهزم ساختى او گفت من رفيق شما نبودم پس چگونه باعث انهزام لشگر شما مىشدم گفتند نه فلان روز در بدر بما تو وعده دادى و گفتى كه لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ سراقه سوگند خورد كه