تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٦ - سوره الأنفال(٨) آيات ٤٠ تا ٤٩
برسيد و گفتهاند كه مراد از ذكر تكبير است در وقت شمشير زدن يا دعا بر كفار باين وجه كه (اللهم اخذلهم اللهم اقطع دابرهم) و در اين تنبيه است بر آنكه بايد بنده را هيچ شغل از ذكر خدا بازندارد و در شدايد ملتجى باو شود و در همه احوال بلطف او واثق باشد وَ أَطِيعُوا اللَّهَ و فرمان بريد خداى را وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را در امر بجهاد و ثبات قدم در معركه قتال وَ لا تَنازَعُوا و خلاف مكنيد باختلاف آراء فَتَفْشَلُوا پس بد دل شويد وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ و برود قوت و دولت شما ريح مستعار است براى دولت چه دولت در تمشى امور و نفاذ ان مثابه باد است در هبوب آن و نفوذ آن و گفتهاند (اذا هبت رياحك فاغتنمها) بعضى بر آنند كه مراد باد حقيقى است چه نصرت نميباشد مگر ببادى كه حق تعالى از مهب فتح فرستد و آن را ريح النصرة ميگويند و در حديث آمده كه نصرة بالصبا و اهلكت عاد بالدبور وَ اصْبِرُوا و شكيبايى كنيد در مقاتله إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ بدرستى كه خداى با صابرانست بحفظ و نصرت و از مجاهد نقلست كه وهنى كه در روز احد رسيد به مؤمنان نبود مگر بجهت منازعه و اختلاف ايشان كه اگر صبر كردندى و مخالفت ننمودندى آنچه بايشان رسيد هرگز نرسيدى وَ لا تَكُونُوا و مباشيد كَالَّذِينَ خَرَجُوا مانند آنان كه بيرون آمدند مِنْ دِيارِهِمْ از سراها و منزلهاى خود بَطَراً از روى سركشى و فخر وَ رِئاءَ النَّاسِ و براى نمايش خلق مراد اهل مكهاند كه بحمايت كاروان بيرون آمدند چون بجحفه رسيدند رسول ابو سفيان رسيد كه بازگرديد كه ما كاروان را بسلامت آورديم پس مردمان عزم رجعت كردند ابو جهل عليه اللعنة گفت ببدر ميرويم تا بشرب خمر اشتغال نمائيم و مغنيان از براى ما سرور و غنا كنند و دف و دايره زنيم و شتر بكشيم و مردمان را طعام دهيم تا آوازه ابهت و كرم ما در احياى عرب منتشر گردد و مردم از شجاعت و شوكت ما حسابى گيرند پس حقتعالى ميفرمايد كه بايد شما مانند كفار از ديار خود بيرون نيائيد كه ايشان بطر و مرائىاند وَ يَصُدُّونَ و باز ميدارند مردمان را عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه حق كه دين خدا است در انوار گفته كه اين جمله فعليه است و معطوف است بر بطرا اگر مصدر باشد در موضع حال و يا مفعول باشد بر تأويل مصدر وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ و خداى بآنچه ميكنيد مُحِيطٌ عالمست پس بر آنها جزا خواهد داد آوردهاند كه چون قريش از مكه بيرون آمدند بحوالى منزل بنى كنانه رسيدند و بجهت كينه قديمى كه ميان ايشان بود انديشهناك شدند و خواستند كه بر گردند ابليس بصورت سراقة بن مالك بن خثعم كنانى كه ميان كنانه بود برآمده و با ايشان ملاقات كرد و گفت شما نيكو حمايت ميكنيد برويد كه من ضامنم كه از بنى كنانه ضررى بشما نرسد و من نيز طريق رفاقت مرعى ميدارم پس ابليس با جمعى از شياطين همراه ايشان روى ببدر