مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٤١ - جواب
اگر توهّم ضعف سند و لفظ تصدّق نمىبود ظاهرا احدى تردّد و مخالفت نمىنمود، و حال آنكه صدقه اعمّ است از خمس و زكات و وقف و هبات و هديه و تبرّعات، و عام دلالت بر خصوص خاصّى ندارد و منافى خاصّ نمىباشد مگر به انضمام قرينۀ صارفه يا معيّنه، با آنكه روايت حسنه [١] و مرسلۀ صدوق [٢] خاليند از لفظ تصدّق.
و مقتضاى جمع بين الأخبار- المنجبرة بعمل الأخيار- آن است كه: تأويل در تصدّق شود چنانكه گفتيم، و طريقۀ غالب استعمالات مجازيه كه با تأخّر قرائن لفظيّه است نيز مؤيّد، و ظاهر كلمۀ «ائتني بخمسه» و «هو لك» [٣] شاهد، و وظيفۀ احتياط و خروج از خلاف كه جدّ امجد به آن اشاره فرموده معاضد است، و توهّم عوام در اين ازمنه بر خلاف واقع ضررى ندارد، و فهم عامى مغيّر امر شرعى نمىشود، و اگر در آن تقليد بعضى از اموات نمايند غلط بر غلط مىافزايند، هر چند نظر به حال غالب عوام مظنون آن است معنى رد مظالم را درست نفهميدهاند، و موضع آن را تشخيص ننمودهاند، و بسيارى از مواضعى را كه ردّ مظالم مىگويند و خيال مىكنند؛ از ردّ مظالم خارج و داخل صدقات واجبه است كه بنابر مشهور؛ مختصّ عوام و بر سادات حرام مىباشد هر چند كه معطى از سادات باشد، و شايد منشأ توهّم عوام همين بوده، و به اين سبب علماء ايشان را بر آن تقرير فرمودهاند و بنابر تجوّز گذاشتهاند، پس بايد تعيين و تبيين معنى شرعى ردّ مظالم شود تا مجاز از حقيقت ممتاز گردد.
[١] من لا يحضره الفقيه: ٣/ ١١٧ حديث ٤٩٩، وسائل الشيعة: ٩/ ٥٠٦ و ٥٠٧ الحديث ١٢٥٩٤.
توضيح: اين روايت بنابر مشهور موثّقه مىباشد زيرا سكونى را عامى مىدانند، ولى بنظر عدّهاى مثل علّامۀ وحيد در «تعليقات على منهج المقال: ٥٦» و ديگران- من جمله مصنّف- سكونى را شيعه مىدانند، لذا از اين روايت به حسنه تعبير فرمودند.
[٢] من لا يحضره الفقيه: ٢/ ٢٢ حديث ٨٣، وسائل الشيعة: ٩/ ٥٠٦ الحديث ١٢٥٩٣.
[٣] من لا يحضره الفقيه: ٢/ ٢٢ حديث ٨٣، وسائل الشيعة: ٩/ ٥٠٦ الحديث ١٢٥٩٣.