مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٤٠ - جواب
و روى الصدوق في «الفقيه» قال: جاء رجل إلى أمير المؤمنين (عليه السلام) فقال:
يا أمير المؤمنين! أصبت مالا أغمضت فيه، أ فلي توبة؟ قال: «ائتني بخمسه» فأتاه بخمسه فقال: «هو لك، إنّ الرجل إذا تاب تاب ماله معه» [١].
و ظاهر است كه صاحب مدارك و من تبعه به عبارات مذكوره تصريح به خلاف نفرمودهاند، بلكه در اصل مسألة اشكال نمودهاند و اين غير ما نحن فيه است، با آنكه اشكالشان ظاهرا صورتى ندارد، زيرا كه بر تقدير تسليم ضعف سند همه منجبر به عمل اكثر خواهند بود، فتأمّل.
و مرحوم جدّ أمجد مجلسى (قدّس سرّه) در «حديقة المتّقين» سه قول نقل فرموده بدون ذكر قائل، اول: قول به تعميم كه خود اختيار فرموده، دويم: قول به اختصاص به سادات است خروجا عن الخلاف، و از اين كلام ظاهر مىشود كه در آن وقت واقف بر قول سيّم نبوده، يا آنكه در نظرش بسيار ضعيف نموده، و إلّا احتياط به تعدّد و تكرار مىفرمود [٢]، فليفهم.
و محتمل بلكه مظنون آن است كه: نقل قول ثالث و ترجيح تعميم هر دو؛ نظر به وجوه و احتمالات ناشئه از لفظ تصدّق بوده نه آنكه بر قول صريح مطلع شده باشند، و اللّه يعلم.
خلاصه؛ وجوه و احتمالات مقاوم قول صريح و ظاهر نمىشوند، و اشعارات؛ منافى و مكافي ظواهر نمىگردند، و ظاهر آن است كه: لفظ «خمس» مانند زكات و صلات و صوم و حجّ و وضوء و غسل و تيمّم و امثال اينها از امور عامّة البلوى حقيقة عرفيّة شرعيّة در معانى مستحدثه خود گرديدهاند و از اين جهت همگى اطلاقات لفظ. خمس را در مواضعى كه مستند صحيح دارند مانند كنز و غوص، حمل بر معنى حقيقى فرمودهاند، بلكه در ما نحن فيه
[١] من لا يحضره الفقيه: ٢/ ٢٢ الحديث ٨٣، وسائل الشيعة: ٩/ ٥٠٦ الحديث ١٢٥٩٣.
[٢] در مظانّش نيافتيم.