مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٥٣٢ - ١١ حاشيۀ صفحۀ (٣٢٠) متن كتاب
للّه الذي أخرج الغزالي من بين العلماء بتصنيف الإحياء و دور، نيست كه امام هم به زبان حال اين گويد و مرادش علماى متعسّف باشد كه در حقيقت جهّالند، و اطلاق علماء بر ايشان متعارف شده:
گوئى كه مگر ز زاهدان سودى هست * * * و ز فضل تو را اميد بهبودى هست
اين هر دو چنان شوند رهزن كه تو را * * * هرگز نشود گمان كه معبودى هست
و معاندان؛ امثال اين در وقت حيات امام [هم] گفتهاند و رسالهاى در باب اعتراضات ايشان نوشته، و از جملۀ اعتراضات آن است كه: تو قائلى به تجرّد نفس ناطقه و الحمد للّه كه اين سخن مسلّم اهل اسلام است.
و مولانا سعد الدين در «شرح مقاصد» گويد: چون غزالى اثبات حشر روحانى مىفرمود او را به نفى حشر جسمانى متهم داشتند [١]، نعوذ باللّه منه.
زاهد ار راه برندى نبرد معذور است * * * عشق كارى است كه موقوف هدايت باشد
و شيخ محى الدين [نام]؛ امام غزالى را به تعظيم تمام ذكر مىكند، و در «درّۀ فاخره» مىگويد كه: شيخ ابن زيد اندلسى گفت: در بازار رسالهاى كه ابن حمدين- قاضى قرطبه- در ردّ امام غزالى نوشته بود و لعنت بر او كرده بود خريدم و چون اندكى مطالعه نمودم كور شدم پس توبه و استغفار كردم و حق تعالى باز بينائى ارزانى داشت.
هر كس كه به عشق دوست صادق باشد * * * با خلق جهان دلش موافق باشد
يك نكته نگويد كه نبايد گفتن * * * كارى نكند كه غير لايق باشد
[١] شرح المقاصد: ٥/ ٩٠ (با اندكى اختلاف).