مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٢١٠ - جواب
اظهار كند، و همزۀ «اللّه اكبر» را به درج نيندازد و مدّ ندهد و «راء» اكبر را تشديد ندهد و به شكل اكبارّ نگويد و «همزه» را به «عين»، و «حاء» را به «هاء» و «همزه»، و «قاف» را به «غين»، و «صاد» را به «سين» و «ثاء»، و «ذال» را به «زاء» و «ظاء» و «ضاد» و بالعكس بدل ننمايد، و نهايت مبالغه در تصحيح «ضاد» نمايد زيرا كه به آسانى گفتن آن مخصوص فصحاى عرب است، چنانكه تجربه بر آن شاهد و حديث شريف: «أنا أفصح من نطق بالضاد» [١] آن را معاضد؛ و تصريحات فقهاء خاصّه و عامّه [٢] نيز مؤيّد است.
و واجب است كه: در وقت قرائت و تسبيح و ذكر ركوع و سجود و تشهد و سلام و بعد از سر برداشتن از ركوع و سجود؛ آرام گيرد، و حركات كلمات را نيز درست بگويد زيرا كه به سبب اختلاف حروف و حركات معنى مختلف مىشود و گاه هست كه به كفر مىكشد.
مثلا: هرگاه كسى بگويد: فلان زلّ في مكّه- به «زاى»- يعنى: لغزيد در مكّه [٣]، و به «ذال» يعنى خوار شد [٤]، و به «ظاء» يعنى توقف نمود [٥]، و به «ضاد» يعنى گمراه گشت [٦].
و حمد به «حاء» به معنى ستايش و مدح است [٧] و به «هاء» به معنى مرگ
[١] كشف الخفاء: ١/ ٢٠٠، بحار الانوار: ٢/ ١٦٣ حديث ٢٤. توضيح: اين حديث در سر زبانها معروف است اما در كتب شيعه با سند ديده نشده است و در كتب اهل سنت هم به عنوان حديث دروغين و بىاعتبار نقل كردهاند مراجعه شود به «كشف الخفاء» و كتب ديگر.
[٢] در مظانّش نيافتيم.
[٣] لسان العرب: ١١/ ٣٠٦.
[٤] لسان العرب: ١١/ ٢٥٦ و ٢٥٧، فرهنگ معين: ٢/ ١٦١٠.
[٥] اقرب الموارد: ٢/ ٧٣١.
[٦] لسان العرب: ١١/ ٣٩٠، فرهنگ معين: ٢/ ٢١٨٩.
[٧] لسان العرب: ٣/ ١٥٥، فرهنگ معين: ١/ ١٣٧٣.