مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٨٦ - جواب
پس بترسيد از خدا و عمل كنيد از براى آنچه هست نزد خدا، نيست ميان خدا و خلق خويشى، محبوبترين بندگان به سوى خدا و گرامىترين ايشان پرهيزكارترين ايشان و عملكنندهترين ايشان است به طاعت خدا.
اى جابر! به خدا قسم كه تقرّب به خدا [به] هم نمىرسد مگر به طاعت، نيست با ما براتى از آتش، و نيست براى كسى بر خدا حجّتى و تسلّطى، هر كس مطيع خدا است پس او دوست ماست، و هر كس عاصى بر خدا است پس او دشمن ماست، و به دوستى و ولايت ما رسيده نمىشود مگر به وسيلۀ عمل و پرهيزكارى» [١].
و احاديث در اين باره زياده بر شماره است [٢]، پس مراد آن است كه معلوم مىشود آنهائى كه دعوى ايمان مىكنند و لاف محبّت اهل بيت مىزنند در چنين روزى كه عيد ايشان است، و به آن از ساير خلق ممتاز و به تاج خلافت و پادشاهى سرافراز گرديدهاند؛ آيا به مجرّد همين رخصت مرتكب معصيت مىشوند و خود را در ورطۀ شبهه مىاندازند؟ و استيفاى حظوظ نفس بهيمى را بر طاعت الهى ترجيح مىدهند؟ و از محبّت اهل بيت بالمرّة دست برمىدارند؟
و نظيرش آن است كه: در علم اصول فقه مىگويند كه: جايز است امر به چيزى با علم آمر به انتفاء شرط وجود آن، به اينكه مكلف را قدرت بر فعلى ندهد، يا آنكه به نسخ تكليف را از او ساقط كند، و مرادش از اظهار صورت امر؛ مجرّد امتحان مكلّف باشد [٣]، مثل آنكه: شخصى توهّم كند كه عمرو تعشّق به زن او دارد پس بر سبيل امتحان عمرو را وكيل در طلاق او كند تا صحّت مظنّهاش ظاهر شود.
[١] كافى: ٢/ ٧٤ و ٧٥ حديث ٣، وسائل الشيعة: ١٥/ ٢٣٤ حديث ٢٠٣٦٢.
[٢] بحار الانوار: ٦٥/ ١٤٩- ١٩٩.
[٣] معالم الاصول: ٨٤- ٨٦.