مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٥٢ - جواب
و حجر در اين ازمنه، چند پارچۀ سنگى [١] ماشى رنگ است كه در ركن مشرقى نصب شده، و ما بين آن سنگها و اطراف آنها تماما لاك است، و بر اطراف آنها نقره گرفتهاند، و آن [٢] را در گودى قرار دادهاند كه محفوظتر باشد و در ما بين [٣] حجر برآمدگىاى هست از لاك كه هيچ چيز حجر در آن نيست و عوام آن را حجر مىپندارند و مىبوسند و ابتداء و ختم طواف را به آن مىكنند و حج خود را مشوّه [٤] بلكه باطل مىسازند بنابر مشهور ميان متأخّرين.
هذا! و قد ذهب جمع من محققي المتكلّمين كالشيخ المفيد [٥] (رحمه اللّه) و علم الهدى [٦] من أصحابنا إلى إنكار عالم الذرّ قالوا: إنّ ذلك الإقرار إن كان عن ضرورة فلهم أن يقولوا يوم القيامة: شهدنا يومئذ فلمّا زال عنّا علم الضرورة و وكلنا إلى رأينا فمنّا من أصاب و منّا من أخطأ، و إن كان عن استدلال يؤيّد
- سنن ابى داوود: ٢/ ١٧٥ حديث ١٨٧٣، سنن نسائى: ٥/ ٢٢٧، سنن دارمى: ٢/ ٧٥ حديث ١٨٦٤، موطأ مالك: ١/ ٣٦٧ حديث ١١٥، سنن ابن ماجه: ٢/ ٩٨١ حديث ٢٩٤٣، سنن بيهقى: ٥/ ٧٤.
لازم به يادآورى است كه: غير از مستدرك حاكم و اخبار مكّه كه تمام حديث را نقل كردهاند؛ بقيۀ كتب عامه فقط صدر حديث را نقل كردهاند و قسمت بعدى حديث را حذف كردهاند. ولى ناگفته پيداست كه: اين گفتار عمر نيز از اشتباههاى مهم عمر محسوب مىگردد، زيرا كه يك نوع بىاعتنائى به احكام الهى مىباشد.
البته عدّهاى از علماى اهل تسنن دست به تلاش مذبوحانه زدند تا ثابت نمايند كه اين گفتار عمر براى پيشگيرى از بتپرستى آيندگان بوده است «فتح البارى: ٣/ ٥٤١، ارشاد السارى: ٣/ ١٦٢».
امّا آنها غفلت كردهاند كه اگر چنين خطرى وجود داشت خدا و پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) اين خطر را رفع مىكردند و نوبت به عمر نمىرسيد.
[١] ه: سنگ كوچك.
[٢] ه: حجر.
[٣] ه: پائين.
[٤] حجرى: مشتبه.
[٥] مصنفات شيخ المفيد: ٥/ ٨٢- ٨٧ (تصحيح اعتقادات الامامية).
[٦] رسائل الشريف المرتضى: ١/ ١١٣ و ١١٤.