مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٤١ - جواب
را بر سر ابن زبير خراب كردند، پس ابن زبير از خانه بيرون جسته، آن قدر جنگ كرد كه كشته شد، و حجّاج سر او را به شام فرستاد از براى عبد الملك، و مدّت محاربۀ او هفت ماه، و خلافتش نه سال و عمرش هفتاد و سه سال و قتلش در ذى الحجّه سنۀ هفتاد و سيّم از هجرت بود [١].
و چون كعبه خراب شد و چند روز بر خرابى ماند و مردم هنوز از تعب جنگ نياسوده بودند، اهل مكّه فرصت نمودند بسيارى از خاك و اسباب آن را به جهت تبرّك به خانههاى خود بردند، پس حجّاج ارادۀ ساختن نمود و آن را بر بناى قريش بنا نهاد، بناى ابن زبير را تغيير داد و چون بنا به حدّ حجر رسيد، هر چند حجر را بر موضعش نهادند قرار نگرفت تا آنكه عاجز شدند و در فكر چاره گشتند، و در آن وقت امام زين العابدين (عليه السلام) در مكّه بود، حجّاج از او تحقيق چاره نمود حضرت فرمود كه: بايد هر كس آنچه از كعبه- از خاك و سنگ- برده ردّ نمايد و نگاه ندارد و چون همه را حاضر ساختند [٢]، در ميان خانه ريختند و به اين سبب زمين خانه بلند شد چنانكه الحال هست، و زمين خانه مقابل آستانه است، پس حضرت به دست مبارك خود حجر را بر جايش گذاشت و قرار گرفت [٣]، بعد از آن خانه را تمام كردند به نحوى كه حالا هست و اين بنا در سنۀ هفتاد و چهار بود، و بعد از آن تا سنۀ هفتصد هجرى تغيير نيافت، مگر حجر الاسود در زمانى كه قرامطه حجر را كندند و به هجر بردند [٤].
[١] كامل ابن اثير: ٤/ ٣٤٨- ٣٥٧، البداية و النهاية: ٨/ ٣٧٦، عقد الفريد: ٤/ ٣٨١.
لازم به يادآورى است كه: زمان قتل عبد اللّه بن زبير ماه جمادى الاولى و يا جمادى الآخرة بود، و ابتداى محاصره در ماه ذيحجه بوده است.
[٢] الف: كردند.
[٣] علل الشرائع: ٢/ ٤٤٨ باب ٢٠١ حديث ١، الخرائج و الجرائح: ١/ ٢٦٨ حديث ١١، بحار الانوار:
٤٦/ ٣٢ حديث ٢٥، ٩٦/ ٥٢ حديث ١، ٦٢ حديث ٣٧.
[٤] البداية و النهاية: ١١/ ١٨٢.