مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٤٠ - جواب
آن را به اساس ابراهيم (عليه السلام)، و زياد مىكردم در آن شش زرع از حجر را زيرا كه قريش آن را كم كردند در وقتى كه خانه را ساختند، پس اگر قوم تو خواهند كه خانه را از نو بسازند بعد از من، بيا تا به تو بنمايم آن قدر را كه قريش كم كردهاند» [١] پس حضرت به عايشه نمود قريب به هفت زرع را از حجر [٢].
و نيز ابن زبير در اندرون به سمت ركن شامى، پلهاى قرار داد كه از آن به بام توان رفت و بر بام ناودانى نيز قرار داد و همچنين روزنها را از براى روشنايى بنا نهاد [٣].
و قاضى مالكى گويد كه: اخبار مختلف است در واضع حجر الاسود در آن بنا، بعضى گفتهاند كه: عبد اللّه بن زبير خودش حجر را نهاد، و ديگرى گويد:
پسرش عباد بن عبد اللّه بود به اعانت جبير بن شيبه، و ديگرى گفته كه: پسر ديگرش حمزة بن عبد اللّه بود [٤].
و در كتاب «فاكهى» گفته كه: كليد داران كعبه واضع حجر بودند [٥].
قاصر گويد: بنا به طريقۀ اماميه محتمل است كه امام زين العابدين (عليه السلام) بوده است و تا حال صريحا به نظر نرسيده است، و اللّه يعلم.
دهم: بناى حجّاج بن يوسف ثقفى است، و مجمل قصّهاش آن است كه:
چون عبد اللّه بن زبير بر بنى اميّه خروج كرد و خليفۀ آن وقت عبد الملك بن مروان اموى بود، حجّاج را از براى دفع او تعيين نمود و ابن زبير در مكّه بود، پس حجّاج به جنگ او رفته، او تاب مقاومت نياورده به حرم كعبه ملتجى گشته، حجاج امر كرد كه برابر كعبه منجنيق بستند و آن قدر سنگ زدند كه خانه
[١] صحيح بخارى: ٢/ ١٥٦ و ١٥٧، صحيح مسلم: ٩/ ٩١ (با اندكى اختلاف).
[٢] اخبار مكّه: ١/ ٢٠٦ (با اندكى اختلاف).
[٣] اخبار مكّه: ١/ ٢٠٩.
[٤] در مظانّش نيافتيم، مراجعه شود به اخبار مكّه: ١/ ٢٠٨ و ٢١٩.
[٥] در مظانّش نيافتيم.