مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٣٩ - جواب
متوجّه آن امر گردد جرأت نكرد، پس بالاخره خود در روز شنبه منتصف جمادى الآخر بر بام كعبه رفته چند سنگ به كلنگ كند و بر زمين افكند، چون مردم ديدند كه به او ضررى نرسيد، متوجّه آن امر شدند [١].
بعد از آن ابن زبير آن را بنا كرد بر اساس ابراهيم، مگر آنكه در ارتفاعش هيجده زرع اضافه نمود، كه بيست و هفت زرع شد [٢]، چنانكه الحال هست.
و چون تمام شد اندرون و بيرون، آن را به «خلوق» [٣] خوشبو گردانيد، و آن را به پيراهن قباطى پوشانيد و گفت: هر كه مطيع من است بايد از مكّه بيرون رود و از «تنعيم» عمره [بجا] بياورد و قربانى از براى كعبه بكشد، و اگر نتواند به هر قدر كه تواند تصدّق كند، و خود با تمام اهل مكّه پا برهنه بيرون رفتند، و از تنعيم عمره [بجا] آوردند و خود در آن روز صد شتر قربانى نمود، و اين عمره در روز بيست و هفتم ماه رجب سال شصت و چهار هجرت بود [٤].
و ابن زبير دو در را از براى كعبه قرار داد و آن بنا را به سه ستون چوبين نهاد، چنانكه الحال هست، و شاذروان را با قدرى از حجر اسماعيل داخل خانه نمود، نظر به حديثى كه شنيده بود از خالۀ خود عايشۀ دختر ابى بكر، چنانكه بخارى و مسلم در «صحيحين» روايت كردهاند از عايشه كه: حضرت پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) به او فرمود: «اى عايشه، اگر نه اين بود كه قوم تو قريب العهدند به جاهليت و شرك و مىترسم كه دلهاى ايشان انكار كنند؛ هرآينه خراب مىكردم كعبه را و داخل مىكردم در آن؛ آنچه را از آن بيرون شده، و مىچسبانيدم در آن را به زمين و دو در بر آن قرار مىدادم يكى شرقى و ديگرى غربى، و مىرسانيدم
[١] اخبار مكّه: ١/ ٢٠٥.
[٢] اخبار مكّه: ١/ ٢٠٩.
[٣] نوعى بوى خوش كه خلاق نيز مىگويند، مادهاى است كه بيشتر آن زعفران است رنگش مايل به سرخى است، (لغتنامه دهخدا: ٢١/ ٧٠٧).
[٤] اخبار مكّه: ١/ ٢٠٩ و ٢١٠ (با اندكى اختلاف).