مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٣٨ - جواب
و مسلم بعد از مقدّمۀ مدينه، روانۀ مكّه شد و چون به «عقبۀ هرشى» يا منزل «قديد» رسيد به جهنّم واصل گرديد، و قبل از فوت، امارت عسكر را به حصين بن نمير تفويض نمود و گفت: يزيد تو را بعد از من امير كرده است، پس بايد به تعجيل روانۀ مكّه گردى و منجنيق بر كعبه بندى و عبد اللّه زبير را بگيرى، پس حصين لعين روانه گشت، و جنگ با اهل مكّه در پيوست و منجنيق بر كعبه معظّمه بست و آتش بر كعبه ريخت و سقف خانه آن را سوزانيد، و اكثر ديوارهاى آن را منهدم گردانيد و حجر الاسود سياه شد و شكست و سه پارچه گشت، پس صاعقه بر اصحاب منجنيق رسيد، پانزده نفر يا هيجده نفر را سوزانيد، و اين مقدمه در روز شنبه سيّم ربيع الاوّل سنۀ شصت و چهار بود [١].
پس يزيد- عليه اللعنة و العذاب الشديد- در نيمۀ همان ماه به آزار ذبحه و ذات الجنب، انيس پدر مهربان!! خود گرديد [٢]، و چون خبر مرگ يزيد به حصين رسيد دست از محاربه كشيده و برگرديد [٣].
سمهودى شافعى در «خلاصة الوفا» گفته: و كانت وقعة الحرّة و قتل الحسين (عليه السلام) و رمي الكعبة من أشنع ما جرى زمن يزيد [٤].
پس ابن زبير با مردم مشورت كرد در آنكه تتمۀ خانه را خراب كند و بسازد، جابر بن عبد اللّه انصارى و عبد اللّه بن عمر با جمعى ديگر تجويز نمودند، و عبد اللّه بن عباس با بعضى ديگر راضى نشدند [٥].
و ابن زبير عازم شد بر خراب كردن، و اهل مكّه از خوف نزول عذاب از مكّه بيرون رفتند، و تا سه روز در منى ماندند، و ابن زبير به هر كس امر نمود كه
[١] مروج الذهب: ٣/ ٨٠ و ٨١، اخبار مكّه: ١/ ٢٠٣ (با اندكى اختلاف).
[٢] وفاء الوفا: ١/ ١٣٧.
[٣] تاريخ الخلفاء سيوطى: ٢٠٩، الامامة و السياسة: ٢/ ٢٠، اخبار مكّه: ١/ ٢٠٥ (با اندكى اختلاف).
[٤] مراجعه شود به: وفاء الوفا: ١/ ١٣٧.
[٥] اخبار مكّه: ١/ ٢٠٤.