مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ١٢٥ - جواب
[و در حديث ديگر آمده است] كه: «ساكن نشود در آن مگر انبياء و مرسلين و اولو العزم پيغمبران» [١] تا آخر حديث.
دويم: بناى حضرت آدم (عليه السلام) است، از ابن عباس روايت شده كه: چون حضرت آدم (عليه السلام) از بهشت به زمين آمد بعد از آنكه توبۀ او قبول شد از فراق بهشت زارى نمود و گفت: خداوندا؛ چرا صداى تسبيح ملائكه را نمىشنوم؟
خطاب به او رسيد كه: به سبب آنچه از تو صادر شد، اما مرا خانهاى در زمين هست برو آن را طواف كن، چنانكه ملائكه؛ عرش را طواف مىكنند، و چون آدم از «سرانديب» هند متوجه كعبه گشت به هر جا كه قدم گذاشت بعد از آن معموره و آبادان شد، و هر جا كه اقامة نمود شهر و سواد اعظم گشت تا داخل حرم محترم مكّه شد، پس جبرئيل بال خود را بر جاى كعبه زد و اساسى را كه قبل از اين ملائكه گذاشته بودند پيدا نمود، و ملائكه سنگهاى عظيم كه هر يك از آن را سى نفر آدمى نتوانند برداشت از پنج كوه آوردند- كوه لبنان، و طور سينا، و طور زيتا، و جودى، و حرا- و آدم بناى خانۀ كعبه نمود تا مساوى روى زمين شد، پس حق تعالى «بيت المعمور» را به جهت استيناس آدم فرستاده، آن را بر روى كعبه گذارد [٢].
سيّم: بناى اولاد آدم است، ازرقى گفته كه: چون آدم (عليه السلام) وفات يافت، اولاد او از سنگ در اطراف مكان كعبه ديوارى كشيدند و به طريق آدم طواف حجّ مىكردند تا زمان نوح (عليه السلام)، و چون در طوفان بيت المعمور به آسمان رفت، مكان كعبه تغيير به هم رسانيد [٣]، و زبير بن بكّار روايت كرده كه: اوّل كسى كه بعد از طوفان نوح، حجر را از براى مردم گذاشت الياس بن مضر بود، و اين
[١] كامل الزيارات: ٢٦٨ حديث ٥، مستدرك الوسائل: ١٠/ ٣٢٢ حديث ١٢٠٩٥.
[٢] اخبار مكّه: ١/ ٣٦، در المنثور: ١/ ٢٣٩ (با اندكى اختلاف).
[٣] اخبار مكّه: ١/ ٥١ (با اندكى اختلاف).