دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٧ - حديث
پيامبر خدا گفت: «اللّه اكبر بر كمال يافتن دين و كامل شدن نعمت و رضايت پروردگار به رسالتم و ولايت على پس از من!».
سپس جمعيّت، تهنيتگويى بر امير مؤمنان درودهاى خدا بر او باد! را آغاز كردند و از جمله كسانى كه پيشاپيش ديگر صحابه بر او تهنيت گفتند، ابو بكر و عمر بودند كه هر يك مىگفتند: به به! اى پسر ابو طالب! تو مولاى من و مولاى هر مرد و زن با ايمان شدى.
ابن عبّاس نيز گفت: به خدا سوگند، [ولايت على ٧] در گردن مردم، تثبيت شد.
حَسّان گفت: اى پيامبر خدا! به من اجازه بده تا اشعارى را درباره على برايت بسرايم تا آنها را بشنوى. گفت: «با بركت خدا بگو».
حسّان برخاست و گفت: اى گروه مشايخ قريش! شعرم را در دنباله گواهى پيامبر خدا بر ولايت كه گذشت، مىسرايم. و سرود:
در روز غدير و در خم، پيامبرشان ندايشان مىدهد
پس به نداى رسول، گوشفرا ده![١]
اين، سخنى به اجمال در واقعه غدير است و تفصيل نقلهاى آن به زودى مىآيد. امّت بر اين واقعه، اتّفاق دارند و در جهان و بر روى زمين، واقعه اسلامى ديگرى به نام «غدير» وجود ندارد و چنانچه گفته شود، «روز غدير»، جز به همين واقعه باز نمىگردد و اگر نام مكانش برده شود، منظور، همين محلّ معروف نزديك به جحفه است و هيچ يك از كاوشگران و پژوهشگران، جز آن را نمىشناسند.
٧٦٤. تاريخ دمشق به نقل از ابو سعيد خُدْرى: آيه «اى پيامبر! آنچه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده، برسان»، در روز غدير خم و در شأن على بن ابى طالب ٧ بر پيامبر ٦ نازل شد.
٧٦٥. امام حسين ٧: چون پيامبر خدا از حجّة الوداع بازگشت، در سرزمينى به نام
[١] ر. ك: ص ٣٠٥( اشعار حسّان بن ثابت).