دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ٦/ ١ امامت او از سوى خداست
امن قرار ده و من و فرزندانم را از عبادت بتها دور بدار». پس دعايش به پيامبر ٦ رسيد و خداوند، او را با نبوّت، گرامى داشت و دعايش به على بن ابى طالب ٧ نيز رسيد و خداوند، او را به امامت و وصايت، ويژه ساخت.
خداى متعال فرمود: اى ابراهيم! «من تو را پيشواى مردم قرار دادم».
[إبراهيم ٧] گفت: «و از دودمانم؟». [خداوند] فرمود: «عهد من به ستمكاران نمىرسد».
ستمكار، كسى است كه براى خدا شريك قرار دهد و براى بتها قربانى كند، و هيچ يك از قريش و عربِ پيش از بعثت پيامبر ٦ نبود، مگر آن كه براى خدا شريك قرار داد و بتان را پرستيد و براى آنها قربانى كرد، جز امير مؤمنان، على بن ابى طالب ٧ كه پيش از آن كه قلمِ تكليف بر او جارى شود، اسلام آورد. پس جايز نيست كه امام، به خدا شرك آورده و براى بتها قربانى كرده باشد؛ زيرا خداى متعال مىگويد: «عهد من به ستمكاران نمىرسد».
٥٤٤. امام صادق ٧ به محمّد بن حرب هلالى: على ٧ فرمود: «من نسبت به احمد، مانند نورى از نورم». آيا نمىدانى كه محمّد و على كه درودهاى خدا بر آنان باد! دو نور در پيشگاه خداوند جل جلاله بودند، دو هزار سال پيش از خلقت آدميان؟
فرشتگان، چون آن نور را مشاهده كردند و ديدند كه از نور اصلى، پرتوى درخشنده منشعب شد. گفتند: اى خدا و سرور ما! اين نور چيست؟
خداوند عز و جل به آنان وحى كرد: «اين نور، از نور من است. اصلش نبوّت و فرعش امامت است. نبوّت براى محمّد، بنده و پيامبرم است و امامت براى على، حجّت و ولىّ من. اگر آن دو نبودند، آفريدگانم را نمىآفريدم».
آيا نمىدانى كه پيامبر خدا، دستان على ٧ را در غدير خُم بالا برد، تا آنجا كه مردم، سفيدى زير بغل هر دو را ديدند و او را مولا و امام مسلمانان قرار داد؟!