دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩١ - ١٠/ ٦ ٧ حذيفة بن اسيد
دشمنش را دشمن بدار، ياورش را يارى ده و با هميارش هميارى كن!».
١٠/ ٦ ٧
حُذَيفة بن اسَيد
٨١٥. المعجم الكبير به نقل از حذيفة بن اسيد غفارى: چون پيامبر خدا از حجّة الوداع باز آمد، اصحابش را از فرود آمدن در زير درختانى از دشت كه نزديك به هم بودند، نهى كرد و كسانى را براى روفتن خار و خاشاك زير آنها روانه كرد.
پس به آنجا رفت و نماز گزارد. آن گاه برخاست و فرمود: «اى مردم! همانا خداوند ريزبينِ آگاه به من خبر داده است كه هر پيامبرى به اندازه نصف عمر پيامبر قبلىاش عمر مىكند و من گمان دارم كه وفاتم و دعوت حق، نزديك است. از من پرسيده مىشود و از شما هم پرسيده مىشود؛ شما چه مىگوييد؟».
گفتند: گواهى مىدهيم كه تو [پيام حق را] ابلاغ كردى و كوشيدى و خيرخواهى نمودى. پس، خدايت [جزاى] خير دهاد!
فرمود: «آيا گواهى نمىدهيد كه خدايى جز خداوند يكتا نيست و محمّد، بنده و پيامبر اوست و بهشت و دوزخش حقيقت دارد و مرگ و برانگيختهشدن پس از مرگ حق است، و قيامت، بدون ترديد، آمدنى است و خداوند، همه مردگان را برمىانگيزد؟».
گفتند: چرا، بدانها گواهى مىدهيم.
فرمود: «خدايا! گواه باش».
سپس فرمود: «اى مردم! خداوند، مولاى من است و من، مولاىمؤمنانم و بهآنان از خود آنانسزاوارترم. پس، هركه من مولاى اويم، اين (منظورش على ٧ بود) مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!».
سپس فرمود: «اى مردم! منپيش از شما مىروم و شما در كنار حوض [كوثر] به