دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - علت نامگذارى
پيامبر در حَجّة الوداع [به سوى مدينه] آمد، تا آن كه در «غدير جحفه»، ميان مكّه و مدينه، فرود آمد.[١]
علّت نامگذارى
از مجموع آنچه معجمهاى عربى درباره «غدير» گفتهاند، مىتوانيم آن را چنين تعريف كنيم: گودالى طبيعى در زمين، كه آب باران و سيل در آن جمع مىشود و تا تابستان نمىمانَد.[٢]
غدير، به صورت «غُدُر» (به ضمّ هر دو حرف نخست)، «غُدْر» (به ضمّ حرف نخست و سكون حرف دوم)، «اغدُره» و «غُدران»، جمع بسته مىشود.
در بيان علّت نام نهادن واژه «غدير» بر گودالى كه در آن آب جمع مىشود، گفتهاند:
١. آن، اسم مفعول است؛ زيرا سيل، آن را بر جاى مىنهد؛ يعنى: هنگامى كه سيل، گودال را با آبْ پُر مىكند، آن را با آبش رها مىكند.
٢. آن، اسم فاعل از غَدْر است؛ زيرا به واردان بر خويش خيانت مىكند، از آنان پوشيده مىماند و به اهلش خيانت مىورزد. نيز هنگام نياز شديد به آب آن [در تابستان،] بىآب مىگردد.
زبيدى، در معجمش تاج العروس، اين وجه [دوم] را با شعر كُمَيت، تقويت كرده است:
و گذشتگان، به سبب خيانتش، آن را «غدير» ناميدند
و به غدير، لقب «غدير» دادند.[٣]
[١] الغدير: ج ١ ص ٣٦، كشف الغمّة: ج ١ ص ٤٨، التحصين: ص ٥٧٨ ح ٢٩.
[٢] ر. ك: لسان العرب و تاج العروس: ماده« غدر».
[٣] تاج العروس: ماده« غدر» به معناى خيانت.