دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٥ - ١/ ١٦ ١ ناپسند داشتن اجتماع«نبوت» و«خلافت» در يك جا
١/ ١٥ ـ ٤
اجبار
١٠٠٥. المناقب، ابن شهر آشوب: روايت شده است كه چون از على ٧ بيعت خواستند، اوّلى به او گفت: بيعت كن.
فرمود: «اگر نكنم؟».
گفت: به خدايى كه جز او خدايى نيست، گردنت را مىزنيم.
على رو به قبر [پيامبر ٦] كرد و گفت: «اى پسر مادرم (برادرم)! قوم، مرا خوار داشتند و نزديك بود كه مرا بكشند»[١].
١٠٠٦. امام صادق ٧: به خدا سوگند، على ٧ بيعت نكرد تا آن كه ديد دودْ داخل خانهاش شد.
ر. ك: ص ٥١٧ (هجوم به خانه فاطمه، دختر پيامبر).
١/ ١٦
دستاويزهاى اهل سقيفه
١/ ١٦ ـ ١
ناپسند داشتن اجتماع «نبوّت» و «خلافت» در يك جا
١٠٠٧. تاريخ الطبرى به نقل از ابن عبّاس: عمر بن خطّاب به من گفت: اى ابن عبّاس! آيا مىدانى چه چيزْ موجب شد كه پس از محمّد ٦ قريش مانع [خلافت] بنى هاشم شوند؟
[من] ناپسند داشتم كه پاسخش دهم. از اين رو گفتم: اگر ندانم، امير مؤمنانْ آگاهم مىكند.
عمر گفت: [آنان] خوش نداشتند كه نبوّت و خلافت را براى شما جمع كنند تا
[١] اشارهاى به آيه ١٥٠ از سوره اعراف است.