دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٣ - ١/ ٥ كسانى كه از بيعت با ابو بكر، سر باز زدند
براى مردم، آزاد گذاشت تا آنان به مصلحت خود، دلسوزانه برگزينند.[١]
پس، آنان مرا سرپرست خود و مراقب كارهايشان برگزيدند و من هم سرپرستى كار را به عهده گرفتم و با كمك و تأييد خداوند، بيم سستى و سرگردانى و هراس ندارم. موفّقيت من جز با خدا نيست؛ بر او توكّل كرده، به سوى او باز مىگردم.
پيوسته به من خبر مىرسد كه معترضى، در ميان مسلمانان اختلاف مىاندازد و شما را پناه خود كرده است و [شما] پناهگاه محكم و دستاويز جديد او شدهايد. پس يا با مردم در آنچه بر آن گرد آمدهاند، داخل شويد و يا آنان را از آنچه بدان متمايل شدهاند، برگردانيد.
ما به نزد تو آمدهايم و مىخواهيم سهمى را از اين حكمرانى براى تو و نسلت قرار دهيم؛ زيرا تو عموى پيامبر خدا هستى و مردم، اگر موضع تو و همراهت را ببينند، از شما رويگردان مىشوند.[٢] اى بنى هاشم! آرام گيريد؛ چرا كه پيامبر خدا، از ما و شماست!
عمر بن خطّاب نيز گفت: به خدا سوگند، همين گونه است و ديگر اين كه ما از سر نياز، نزد شما نيامدهايم؛ بلكه ناپسند مىداريم كه از سوى شما بر آنچه مسلمانان بر آن گرد آمدهاند، ضربهاى وارد شود و كارتان با مسلمانان گره خورد. پس در كار خود بنگريد.
پس، عبّاس به حمد و سپاس الهى پرداخت و گفت: همان گونه كه توصيف كردى، خداوند، محمّد ٦ را به پيامبرى بر انگيخت و او را براى مؤمنان، ولى قرار داد و بدين وسيله بر امّتش منّت نهاد، تا [آن كه] قبض روحش كرد و او را به نزد خود برد و مسلمانان را در برخى از امور آزاد گذاشت تا براى خود به درستى و حق برگزينند، نه آن كه به تمايلات نفسانى كژ شوند.
پس اگر خود را از جانب پيامبر خدا فرمانروا مىپندارى، حقّ [ما][٣] را گرفتهاى و اگر خود را [برگزيده] از سوى مؤمنان مىدانى، ما [نيز] از مؤمنانيم كه نه تو را مقدّم داشتيم و نه به ميدان آمديم و چيزى ابراز داشتيم و ما هماره ناراضى بودهايم. اگر اين امر، تنها از سوى مؤمنانْ حقّ تو شده، چون ما مخالفيم، پس [حقّى براى تو] ثابت و استوار نشده است.
چه تفاوت بزرگى است ميان اين سخنت كه آنان بر تو اعتراض مىكنند، با سخن ديگرت كه آنان تو را برگزيدند و به تو متمايل شدند! و چه تناقض آشكارى است ميان ناميده شدن تو به «جانشين پيامبر خدا» با [اين] گفتهات كه مردم را در كارهايشان آزاد گذاشت تا برگزينند و آنان هم تو را برگزيدند!
[١] اين گفته، مخالف دليلهاى عقلى و نقلىاى است كه در درآمد بخش سوم گذشت.
[٢] اين زيادت از الإمامة و السياسة اخذ شده است.
[٣] اين زيادت از الإمامة والسياسة اخذ شده است.