دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣ - ٣/ ٤ جانشين پيامبر در حيات و پس از وفات او
صَنعاست[١]. در آن جامهايى است به عدد ستارگان آسمان و جانشينم بر حوض در آن روز، [همان] جانشينم در دنياست».
گفته شد: اى پيامبر خدا! او چه كسى است؟
فرمود: «امام مسلمانان، امير مؤمنان و مولاى آنها پس از من، على بن ابى طالب».[٢]
٤٥٣. پيامبر خدا ٦ در توصيف على ٧: اين، بهترينِ خاندانم و نزديكترينِ مردم به من است. گوشتش از گوشت من، خونش از خون من و جانش از جان من است. او وزير من در حياتم و جانشين من پس از وفاتم است، همانگونه كه هارون براى موسى ٧ بود، جز آنكه پس از من پيامبرى نيست.
٤٥٤. الفتوح در خبر رفتن عايشه به نزد امّ سلمه پيش از جنگ جمل به منظور كشاندن او به سوى بصره: سپس امّ سلمه به يادآورى فضيلتهاى على ٧ براى عايشه پرداخت و عبد اللّه بن زبير كه جلوى در ايستاده بود، همه آن را شنيد. پس بر امّ سلمه فرياد زد و گفت: اى دختر ابو اميّه! ما دشمنىات را با خاندان زبير دانستيم.
امّ سلمه گفت: به خدا سوگند، عايشه را وارد [غائله] مىكنيد و نه تو و نه پدرت، او را [از آن] بيرون نمىآوريد. آيا طمع دارى كه مهاجرين و انصار به [خلافت] پدرت زبير و همفكرش طلحه راضى شوند، در حالى كه على بن ابى طالب زنده است؟ همو ولىّ هر مرد و زن با ايمان است؟
عبد اللّه بن زبير گفت: ما هرگز اين را از پيامبر خدا نشنيديم!
امّ سلمه گفت: اگر تو آن را نشنيدهاى، خالهات عايشه شنيده است و او همين
[١] صنعا، پايتخت يمن، در جنوب حجاز و شمال عَدَن واقع است و در آن زمان، از مهمترين شهرهاى يمن و حجاز بوده است.
[٢] ر. ك: ج ٨ ص ١٩٧( صاحب حوض من« كوثر»).