دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٤ - تحقيقى درباره سخن امام
براى خلافت گفت:
مهاجران، نخستين كسانى بودند كه خدا را در زمين پرستيدند و به خدا و پيامبرش ايمان آوردند. آنان دوستان و خويشان پيامبر ٦ بودند و پس از او، سزاوارترين مردم به اين امر (حكومت) هستند و در اين امر، جز ستمكار، با آنان به كشمكش برنمىخيزد.[١]
٢. پس از پايان يافتن جريان سقيفه، امام على ٧ از كسانى كه در سقيفه حاضر بودند، در مورد استدلال دو طرف (انصار و قريش)، سؤال كرد و سپس ايشان را به تأمّل در استدلال آنان (به اين كه آنان شجره پيامبر ٦ اند) رهنمايى نمود:
«قريش چه گفتند؟». پاسخ دادند كه: حجّت آوردند كه شجره (و از خاندان) پيامبرند. گفت: «به شجره احتجاج كردند و ثمره (اهل بيت) را تباه ساختند».[٢]
٣. شعرى كه سيّد رضى در نهج البلاغة و خصائص الأئمّة نقل كرده و آن را مضمون كلام على ٧ [در خطاب به خليفه] دانسته، نشانگر اين است كه مهاجران، به «قرابت (خويشاوندى با پيامبر خدا)» استدلال كردهاند و در برابر آنها، امام ٧ به «اقربيّت (نزديكترينْ خويش بودن)»:
و اگر بر مدّعيان، به خويشاوندىات احتجاج كردى
ديگران از تو به پيامبر، نزديكتر و سزاوارتر بودند.
٤. على ٧ در توضيح جريان سقيفه مىگويد:
قالَت قُرَيشٌ: مِنّا أميرٌ. وقالَت الأَنصارُ: مِنّا أميرٌ. فَقالَت قُرَيشٌ: مِنّا مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ ٦ فَنَحنُ أحقُ بِذلِكَ الأَمرِ. فَعَرَفَت ذلِكَ الأَنصارُ، فَسَلَّمَت لَهُم الوِلايَة والسُّلطان. فإِذا استَحَقّوها بِمُحَمَّدٍ ٦ دونَ الأَنصارِ، فإِنّ أَولَى النّاسِ بِمُحَمَّدٍ ٦ أَحَقُّ بِها مِنهُم.
[١] تاريخ الطبرى: ٣/ ٢٢٠، الكامل فى التاريخ: ٢/ ١٣، الإمامة و السياسة: ١/ ٢٤.
[٢] نهج البلاغة: خطبه ٦٧، خصائص الأئمّة: ٨٦.