دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - ٣/ ٢ جانشينى على به فرمان خداوند
به يارى دادن او گرامى داشت و با دانش او شرافت داد و احكام [دين] او را به من بخشيد و تنها مرا به وصايت او ويژه ساخت و براى جانشينى در امّتش برگزيد.
پيامبر ٦ در مجلسى انبوه از مهاجر و انصار فرمود: «اى مردم! على براى من، به منزله هارون براى موسى است، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست».
پس مؤمنان به يارى خداوند، سخن پيامبر ٦ را دريافتند؛ زيرا مىدانستند كه من، نه برادر نَسَبى اويم آن گونه كه هارون برادر موسى بود و نه پيامبر بودم كه نبوّتم اقتضاى آن كند؛ بلكه آنچه از سوى او صادر شد جانشين كردن من بود، همانگونه كه موسى، هارون را جانشين خود كرد، آنجا كه مىگويد: «جانشين من در ميان قومم باش و اصلاح كن و از راه مفسدان، پيروى مكن»[١].
٤٢٩. پيامبر خدا ٦: من و على، نورى در پيشگاه خداوند عز و جل بوديم. اين نور، هزار سال پيش از خلقت آدم ٧، خداوند را تنزيه و تقديس مىكرد و به گاه آفرينش آدم ٧، خداوند، آن را در پشت او قرار داد. پيوسته در يك جا بود تا در پشت عبد المطّلب از هم جدا شديم. پس در وجود من، نبوّت و در وجود على، خلافت قرار گرفت.
٤٣٠. پيامبر خدا ٦: من و على، چهار هزار سال پيش از خلقت آدم، از يك نور آفريده شديم و چون خدا، آدم را آفريد، آن نور را در پشت او قرار داد و پيوسته در يك جا با هم بوديم تا در پشت عبد المطّلب از هم جدا شديم. در من نبوّت و در على خلافت قرار گرفت.
٤٣١. پيامبر خدا ٦: على بن ابى طالب، خليفه خدا و خليفه من و حجّت خدا و حجّت من است.
[١] ر. ك: ص ٣٧( احاديث منزلت).