دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٩ - ١/ ١٩ جايگاه امام در حكومت
آن نيز گفته بوده كه: بيعت با ابو بكر ناگهانى بود
١/ ١٩
جايگاه امام در حكومت
١٠٢١. تاريخ اليعقوبى: ابو بكر تصميم به جنگ با روم گرفت. از اين رو با گروهى از اصحاب پيامبر خدا مشورت كرد. برخى مخالفت و برخى موافقت نمودند. [سپس] با على بن ابى طالب ٧ مشورت كرد و او موافقت نمود و فرمود: «اگر اقدام كنى، پيروز مىشوى».
ابو بكر گفت: به خير، بشارت دادى. آن گاه در ميان مردم به سخنرانى ايستاد و به آنان فرمان داد كه ساز و برگ سفر به سوى روم را آماده سازند؛ امّا مردمْ ساكت ماندند.
عمر برخاست و گفت: «اگر متاعى نزديك و سفرى كوتاه بود»[١][٢]، مىپذيرفتيد!
عمرو بن سعيد برخاست و گفت: براى ما، منافقان را مَثَل مىزنى، اى ابن خطّاب؟ چه چيزْ تو را از [آماده شدن براى] آنچه بر ما عيب گرفتى، باز مىدارد؟
١٠٢٢. الفتوح پس از ذكر ارتداد اشعث و تصميم ابو بكر به فرستادن امام على ٧ به پيكار با او: عمر [خطاب به ابو بكر] گفت: مىترسم كه از پيكار با آن قوم، خوددارى ورزد و با آنان نجنگد، و اگر خوددارى ورزد، كس ديگرى را نمىيابى كه به سوى آنها برود، مگر با اجبار و اكراه. پس، على را واگذار تا نزد تو در مدينه باشد، كه تو از او و مشورتش بىنياز نيستى.
[١] توبه، آيه ٤٢.
[٢] برگرفته از آيه ٤٢ از سوره توبه است كه سستى منافقان را در عزيمت به جنگ، نكوهش مىكند.