دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢١ - ١٠/ ١١ احتجاج على
١٠/ ١٠
احتجاج فاطمه، دختر پيامبر
٨٣٦. فاطمه ٣ چون از فَدَكْ باز داشته شد، با انصار گفتگو كرد و آنها گفتند: اى دختر محمّد! اگر اين سخنت را پيش از بيعتمان با ابو بكر شنيده بوديم، هيچ كس را همسنگ على قرار نمىداديم: آيا پدرم در روز غدير خم، عذرى براى كسى باقى نهاد؟!
٨٣٧. فاطمه ٣: آيا گفته پيامبر خدا در روز غدير خم را فراموش كرديد كه گفت: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست؟!».
٨٣٨. فاطمه ٣ خطاب به گروهى كه براى بيعت گرفتن از امير مؤمنان، پشت درِ خانهاش ايستاده بودند: تا كنون با قومى بدتر از شما روبهرو نشدهام! جنازه پيامبر خدا را در برابر ما رها كرديد و [خلافت را] ميان خودتان بُريديد و دوختيد. نه ما را به اميرى پذيرفتيد و نه حقّ ما را ارج نهاديد. گويى نمىدانيد [پيامبر ٦] در روز غدير خم چه فرمود. به خدا سوگند، در آن روز، ولايت را براى او استوار داشت تا طمع شما را از آن ببُرد؛ امّا شما رشتههاى ميان خود و پيامبرتان را گسستيد و خداوند، داور ميان ما و شما در دنيا و آخرت است.
١٠/ ١١
احتجاج على
٨٣٩. الاحتجاج: امير مؤمنان [پس از وفات پيامبر خدا و انتخاب ابو بكر] فرمود: «اى گروه مهاجر وانصار! خدا را [در نظر بگيريد]، خدا را [در نظر بگيريد]! عهد پيامبرتان را