دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣ - حديث
و تكميل شدن نعمت من بر خلقم، با پيروى از ولىّ من و اطاعت از اوست و از اين روست كه زمينم را بى ولىّ و سرپرست، رها نمىكنم، تا حجّت من بر خلقم باشد. پس با ولايت وليّم، على، كه مولاى هر مرد و زن با ايمان است و بندهام، وصىّ پيامبرم، جانشين پس از پيامبرم و حُجّت رسايم بر خلقم، «امروز، دينتان را برايتان به كمال رساندم و نعمتم را بر شما كامل كردم و دين اسلام را برايتان پسنديدم».
اطاعت از او با اطاعت از پيامبرم محمّد و اطاعت از او و محمّد، با اطاعت از من همراه است. هر كس از او اطاعت كند، از من اطاعت كرده و هر كس از او سرپيچد، از من سرپيچى كرده است. او را نشانِ ميان خود و خلقم كردهام ...».
چون پيامبر ٦ به غدير خم در سه ميلى جحفه، رسيد، جبرئيل ٧، پنج ساعتْ گذشته از روز، نزدش آمد و او را از محفوظ ماندنش از [گزند] مردم و باز داشتن آنان از آزار رساندن به وى خبر داد و گفت: اى محمّد! خداى عز و جل به تو سلام مىرساند و درباره على ٧ مىگويد: «اى پيامبر! آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده، برسان و اگر چنين نكنى، رسالتش را نگزاردهاى و خداوند، تو را از [گزند] مردم، حفظ مىكند».
جلوى جمعيّت به نزديك جحفه رسيده بود كه پيامبر ٦ فرمان داد كه هر كه جلو رفته، باز گردد و منتظر كسانى بماند كه عقب ماندهاند، تا على را براى مردم به عنوان «رهبر» معرّفى نمايد و آنچه را خداى متعال درباره على ٧ نازل كرده بود، به آنان برساند؛ زيرا جبرئيل ٧ به پيامبر ٦ خبر داد كه خداى عز و جل او را از [گزند] مردم، حفظ كرده است.
٧٦٨. امام باقر ٧: چون خداوند بر پيامبرش [آيه:] «اى پيامبر! آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده، برسان و اگر چنين نكنى، رسالتش را نگزاردهاى و خداوند، تو را از مردم، حفظ مىكند. خداوند، كافران را هدايت نمىكند» را نازل كرد، پيامبر خدا دست على ٧ را گرفت و گفت: «اى مردم! هيچ يك از پيامبران پيش از من نبوده، جز آنكه دعوت حق را در پايان عمر لبيك گفته است. نزديك است كه من هم فرا خوانده شوم و دعوت حق را اجابت كنم. [درباره رسالت] هم از من سؤال مىشود و هم از شما. چه پاسخ مىگوييد؟».