دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٥ - ١٠/ ٨ اشعار حسان بن ثابت
١٠/ ٧
خاطرات امام على
٨٢٥. امام على ٧: پيامبر خدا به قصد حَجّة الوداع بيرون آمد. سپس [در بازگشت]، به غدير خم رسيد. به دستور او برايش چيزى شبيه منبر ساختند. سپس از آن، بالا آمد و بازوى مرا گرفت [و بالا برد]، تا آنجا كه سفيدى زير بغلش ديده شد و با صداى بلند، در همان جايگاه فرمود: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار!».
پس با ولايت من، ولايت خدا و با دشمنى با من، دشمنى با خدا محقّق مىشود.
خداوند عز و جل در آن روز، نازل كرد: «امروز، دينتان را برايتان به كمال رساندم و نعمتم را بر شما كامل كردم و دين اسلام را برايتان پسنديدم». پس، ولايت من مايه كمال دين و رضايت پروردگار كه يادش بلند باد است.
٨٢٦. امام على ٧: در روز غدير خم، پيامبر خدا عِمامهاى (دستارى) بر سرم بست و دنباله آن را از پشتِ سرم آويخت. سپس گفت: «خداوند در جنگ بَدر و حُنين، مرا با فرشتگانى يارى داد كه چنين عِمامههايى داشتند».
ر. ك: ص ٢٥٣ (كامل كردن دين).
ص ٢٦٩ (تاجگذارى در روز غدير).
ص ٣٢٩ (سوگند دادنهاى على).
١٠/ ٨
اشعار حَسّان بن ثابت
٨٢٧. المناقب، خوارزمى به نقل از ابو سعيد خُدرى: روزى كه پيامبر ٦ مردم را بهغدير خم فرا خواند و فرمان داد تا زير درخت را از خار و خاشاك بروبند، روز پنجشنبه