دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١ - ٧/ ٢ على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى اوست
اى ابتر (نسلْبُريده)![١] آيا نمىدانى كه پيامبر خدا به على ٧ فرمود: «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. خدايا! هر كه او را دوست مىدارد، دوست و هر كه دشمنش مىدارد، دشمن بدار!»؟ من دوستدار خدا و پيامبر او و پس از او دوستدار على هستم، در حالى كه تو مولايى ندارى.
عمرو به او گفت: اى ابو يقظان! چرا به من دشنام مىدهى؟ من كه به تو دشنام ندادم.
عمّار گفت: چه دشنامى مىتوانى به من بدهى؟! آيا مىتوانى بگويى كه حتّى يك روز، خدا و پيامبرش را نافرمانى كردهام؟!
عمرو به او گفت: بجز آن، در تو چيزهاى ديگرى هم هست كه جاى دشنام دارد.
عمّار گفت: كريم، آن است كه خدا كرامتش بخشيده باشد. من، فرودست بودم، خدا فرادستم بُرد؛ بَرده بودم، خدا آزادم ساخت.
٦٣٨. مسند ابن حنبل به نقل از رياح بن حارث: گروهى در رُحْبه[٢] نزد على ٧ آمدند و گفتند: سلام بر تو، اى مولاى ما! او گفت: «من چگونه مولاى شما باشم، حالْ آنكه شما عرب هستيد؟».[٣] گفتند: شنيديم كه پيامبر خدا در روز غدير خم مىگويد: «هر كه من مولاى اويم، همانا اين، مولاى اوست».
چون رفتند، در پى آنها رفتم و پرسيدم كه چه كسانى هستند. گفتند: گروهى از انصار بودند كه ابو ايّوب انصارى هم در ميان آنان بود.
٦٣٩. المعجم الكبير به نقل از رياح بن حارث: با على ٧ نشسته بوديم كه دستهاى از انصار، سوار بر اسب و دستار بر سر، آمدند و گفتند: سلام بر تو، اى مولاى ما! على گفت: «من مولايتان باشم، با آنكه شما عرب هستيد؟».
[١] اشاره است به آخرين آيه سوره كوثر:« إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ؛ دشمن تو نسلبريده است» كه در حقّ عاص، پدر عمرو عاص، نازل شد.( م)
[٢] رَحبَه يا رُحبه، روستايى روبهروى قادسيه و به فاصله يك روز راه پياده از كوفه است و« رُحبة خُنَيس» نيز نام محلّهاى در كوفه است. به صحن و حياط مسجد و خانه و دار الإماره هم رَحبه گفته مىشود( معجم البلدان: ج ٣ ص ٣٣).
[٣] يكى از معانى« مولا»،« مالك قبلى برده آزادشده» است. در صدر اسلام، اعراب مسلمان، جنگجويان ديگر كشورها را پس از اسارت و اسلام آوردنشان، مدّتى نگاه مىداشتند و سپس آزاد مىساختند؛ امّا پيوند دوستى، محفوظ مىماند. از اين رو، مولا بر ملّتهاى ديگر( غير عرب)، اطلاق مىشد.