دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧ - ٣ تأخير پيامبر
باشد.
افزون بر اين همه، چگونه مىتوان باور كرد كه پيامبر خدا با آن عظمت و روح بلند و اراده استوار، در آغاز راه به دليل ترس از تكذيب و آزار مردم، از به انجام رساندن رسالت خويش، سرباز زده باشد تا خداوند متعال، تضمين كند كه مشكلى پيش نخواهد آمد و كسى به او آزارى نمىرساند؟!
٢. نزول آيه در ارتباط با نگهبانى ابو طالب از پيامبر ٦!
ديدگاهى ديگر، سبب نزول آيه را «نگهبانى و حراست ابو طالب (عموى پيامبر خدا) از وى» مىداند و چنين معتقد است كه پس از نزول اين آيه، پيامبرخدا از عمويش خواست كه به سبب وعده خداوند به حراست، ديگر از وى نگاهبانى نكند.
ردّ اين ديدگاه، افزون بر نقد ديدگاه اوّل (كه بر اين يكى نيز وارد است)، واقعيّت تاريخ است كه پيامبر خدا براى ساليانى، بويژه در مدينه، همچنان نگهبانانى داشته است و وجود «اسطوانة الحَرَس»[١] بهترين گواه بر آن است.
٣. تأخير پيامبر ٦ در ابلاغ برخى آيات از ترس مشركان!
شگفتا! برخى بر اين باورند كه پيامبر خدا برخى از آيات مرتبط با مشركان و يا يهوديان را آشكار نمىكرد و از اينكه به او آزارى برسد، مىهراسيد.[٢]
اسفا كه گاه، كسانى گرفتار چه ناهنجارىها و ملزم به چه نارواگويىهايى مىشوند! آيا مىشود به پيامبر خدا چنين گمانى برد؟! آيا با توجّه به آن زندگانى يكسر شور و حماسه و درگيرى با مظاهر شرك و جاهليّت، مىتوان چنين پندارى درباره پيامبر خدا به ذهن و زبان آورد؟!
آرا و ديدگاههاى ديگرى كه فخر رازى برشمرده است و در تفاسير اهل سنّت و مجموعههاى روايى آنان هم بيشتر از آن نيست، تباهتر از آن چيزى است كه آورديم.
[١] ستونى بوده است در مسجد مدينه كه نگهبانان پيامبر ٦ در كنار آن مىايستادهاند.
[٢] الوسيط: ج ٢ ص ٢٠٨، تفسير الفخر الرازى: ج ١٢ ص ٥٣.