دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - ٤/ ٢ ٥ هنگام تعيين سرپرست براى دختر حمزه
مىگفتم كه به هر گروهى از مسلمانان بر مىخوردى، خاك زير پايت و باقىمانده آب وضويت را بر مىگرفتند و به آن دو، شفا مىجستند؛ امّا تو را همين بس كه براى من ...، به منزله هارون براى موسى هستى، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست».
٤/ ٢ ٥
هنگام تعيين سرپرست براى دختر حمزه
٤٧٢. تاريخ دمشق به نقل از عبد اللّه بن جعفر: چون دختر حمزه به مدينه آمد، على ٧ و جعفر و زيد، هر يك سرپرستى او را ادّعا كردند. پيامبر خدا فرمود: «دليلهايتان را بگوييد».
زيد گفت: او دختر برادرم است و من به او سزاوارترم.
على ٧ گفت: دختر عمويم است و من او را [از مكّه] آوردهام.
جعفر نيز گفت: دختر عمويم است و خالهاش نزد من است.
پيامبر ٦ فرمود: «جعفر! تو او را ببر كه از ديگران به [نگهدارى] او سزاوارترى». پس فرمود: «امّا تو اى زيد! آزاد شده منى و من، مولاى توام. و امّا تو اى جعفر! در خَلق و خُلق، شبيه منى. امّا تو اى على! براى من، به منزله هارون براى موسى هستى، جز در پيامبرى».