دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥ - ٦/ ١ امامت او از سوى خداست
داد. سپس به من فرمان داد كه او را برادر، ولى، وصى، جانشين و وزير خود گيرم. پس، على از من است و من از على هستم.
٥٤٠. پيامبر خدا ٦ درباره على ٧: اى مردم! بدانيد كه خدا براى شما ولى و امامى قرار داده كه اطاعتش بر مهاجران و انصار و پيروان نيك آنها، و نيز بر باديهنشين و شهرنشين و عجم و عرب، آزاد و بنده، كوچك و بزرگ، سفيد و سياه و هر انسان يكتاپرستى، واجب است. حكم او قطعى، و گفتهاش حتمى، و امرش نافذ است، مخالفش نفرينشده و پيروش رحمتشده است.
٥٤١. پيامبر خدا ٦: اى مردم! چه كسى سخنش از خدا بهتر و از او راستگوتر است؟ اى مردم! همانا پروردگارتان جل جلاله به من فرمان داد كه على را بر شما مِهتر و امام و نيز خليفه و وصى قرار دهم و او را برادر و وزير خود گيرم.
٥٤٢. پيامبر خدا ٦: صبحدم روزى، جبرئيل ٧ شاد و خوشحال بر من فرود آمد. گفتم: «دوست من! چه شده است كه تو را شاد و خوشحال مىبينم؟».
گفت: اى محمّد! چه سان اين گونه نباشم، در حالى كه چشمم، روشن از كرامتى است كه خدا بر برادر و وصىّ تو، امام امّتت، على بن ابى طالب، ارزانى داشته است؟
گفتم: «خداوند با چه چيز، برادر و امام امّتم را گرامى داشته است؟».
گفت: خداوند به عبادت ديشب او، بر فرشتگان و حاملان عرشش باليد و فرمود: «فرشتگانم! به حجّت من بر بندگانم پس از فرستادهام در زمين بنگريد كه گونهاش را از سرِ تواضع، در برابر عظمت من بر خاك ساييده است. شما را گواه مىگيرم كه او امام خلقم و مولاى مردمانم است».
٥٤٣. امام باقر ٧: ابراهيم خليل اللّه، پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا! اين ديار را