دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٧ - ١/ ١٢ يارىخواهى امام از مهاجران و انصار
و شب سوم هم به نزد آنان آمد و باز، جز ما كسى نيامد. چون خيانت و بىوفايى آنان را ديد، خانهنشين شد و به گردآورى و كنار هم نهادن قرآن رو آورد و از خانهاش بيرون نيامد تا آن كه قرآن را گرد آورْد.
٩٧٥. شرح نهج البلاغة از نامه مشهور معاويه به على ٧: گويى همين ديروز بود كه تو را ديدم؛ وقتى كه با ابو بكر صدّيق، بيعت شده بود و تو، خانه نشينِ خود (فاطمه (س)) را شبهنگام بر درازگوشى سوار كردى و در حالى كه دستانت در دستان دو پسرت، حسن و حسين بود، هيچ يك از اهل بدر و سابقهداران را وا ننهادى، جز آن كه به سوى خود فرا خواندى و با همسرت به سوى آنان رفتى و دو پسرت را شفيع كردى و از آنان بر ضدّ صحابى پيامبر خدا يارى خواستى.
پس هيچ يك از آنان، جز چهار يا پنج تن، به تو پاسخ مثبت ندادند و به جانم سوگند، اگر حق با تو بود، پاسخت را مىدادند.
تو ادّعاى باطلى كردى و سخن نامقبولى گفتى و چيزى دستنيافتنى خواستى و هر چه را فراموش كنم، سخنت را به ابو سفيان فراموش نمىكنم كه چون تو را تحريك و تهييج كرد، گفتى: «اگر در ميان آنان، چهل انسان بااراده مىيافتم، در برابر قوم [غاصب]، ايستادگى مىكردم».
مسلمانان، تنها امروز از تو سختى نديدهاند، و سركشىات بر خلفا [كارى] تازه و جديد نيست.[١]
٩٧٦. تاريخ اليعقوبى: گروهى به گرد على بن ابى طالب ٧ جمع شدند و به او پيشنهاد دادند تا از آنان براى خود، بيعت بگيرد. پس به آنان فرمود: «براى اين كار، صبح، سر تراشيده نزد من آييد».
صبحهنگام، جز سه نفر، هيچ كس نيامد.
٩٧٧. الكافى به نقل از ابو هيثم بن تَيَّهان: امير مؤمنان، در مدينه براى مردم، سخنرانى كرد و فرمود: «هان! سوگند به كسى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر علم را از معدنش بر مىگرفتيد و آب را از سرچشمهاش مىنوشيديد و خير را از جايگاهشفراهم مىكرديد و راه را از داناى آن مىجستيد ومسير حق را مىپيموديد، راهها برايتان معلوم مىشد و نشانهها برايتان آشكار مىگشت و اسلام براى شما نورافشان مىگرديد و روزىِ فراوان و بى زحمت مىخورديد و
[١] براى اطّلاع از جواب امام ٧ ر. ك: ج ٥ ص ٤١٩( نبرد تبليغاتى).