دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣ - ١٠/ ١٣ نفرين على به پنهان كنندگان
گفت: اى امير مؤمنان! پير و فراموشكار شدهام!
[على ٧] فرمود: «خدايا! اگر دروغ مىگويد، بر او بلايى نيكو نازل كن».
آن مرد نمرد، تا آن كه چنان پيسى و سفيدىاى در بين دو چشمش ديديم كه دستار (عمامه) هم آن را نمىپوشاند.
٨٦٣. المعارف، ابن قتيبه درباره انَس بن مالك: صورتش پيسى داشت. گروهى گفتهاند كه على ٧ از او درباره گفته پيامبر خدا: «خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار» پرسيد.
گفت: سالخورده شدهام و از ياد بردهام. على ٧ فرمود: «اگر دروغ مىگويى، خدا تو را به چنان پيسىاى مبتلا كند كه دستار هم آن را نپوشانَد».
٨٦٤. الأمالى، صدوق به نقل از ابو هدبه: ديدم انَس بن مالك، دستارى به سرش بسته است. علّت را پرسيدم. گفت: اين، نفرين على بن ابى طالب است.
گفتم: چگونه چنين شد؟
گفت: ... در ماجراى يوم الدار[١] چون على از من گواهى خواست و من كتمان كردم و گفتم كه فراموش كردهام، على دست به آسمان بلند كرد و گفت: «خدايا! چنان سپيدىاى (پيسىاى) بر انس بيفكن كه نتواند آن را از مردم بپوشاند».
سپس دستار از سرش گشود و گفت: اين، نفرين على است. اين، نفرين على است. اين، نفرين على است.
٨٦٥. اسد الغابة به نقل از ابو اسحاق: عدّه بىشمارى، از جمله: عمرو ذو مرّ، يزيد بن يثيع، سعيد بن وهب و هانى بن هانى برايم نقل كردهاند كه على ٧ مردم را در رحبه، سوگند داد كه چه كسى شنيده است پيامبر خدا بگويد: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار»؟
پس، عدّهاى برخاستند و گواهى دادند كه آن را از پيامبر ٦ شنيدهاند و گروهى
[١] در تاريخ اسلام،« يوم الدار( روزِ خانه)» هم به ماجراى قتل عثمان در خانهاش اشاره دارد و هم به خانهاى كه شوراى شش نفره تعيين خليفه پس از عمر، در آن تشكيل جلسه داد و على ٧ در آنجا براى اثبات ولايتش، به مناشده و احتجاج پرداخت( ر. ك: بحار الأنوار: ج ٣٣ ص ٢٤٩ و ج ٣٧ ص ١٥٩).