دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ٧/ ٢ على، مولاى هر كسى است كه پيامبر، مولاى اوست
گفتند: آرى؛ شنيديم پيامبر ٦ مىگويد: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! هر كه او را دوست مىدارد، دوست و هر كه را دشمنش مىدارد، دشمن بدار!» و اين ابو ايّوب است در ميان ما.
پس ابو ايّوب، دستار را از چهرهاش كنار زد و گفت: شنيدم كه پيامبر خدا مىگويد: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. خدايا! هر كه را دوستش مىدارد، دوست بدار و هر كه را دشمنش مىدارد، دشمن بدار!».
٦٤٠. المصنّف، ابن ابى شيبه به نقل از رباح بن حارث: هنگامى كه على ٧ در رَحبه (حياط دارالإماره) نشسته بود، مردى كه گرد سفر بر او هويدا بود، آمد و گفت: سلام بر تو، اى مولاى من!
فرمود: «اين كيست؟».
گفتند: اين ابو ايّوب انصارى است.
[ابو ايّوب] گفت: شنيدم پيامبر خدا مىفرمايد: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست».
٦٤١. اسد الغابة به نقل از زرّ بن حُبَيش: على ٧ از دار الحكومه بيرون آمد. دستهاى اسبسوارِ شمشير حمايل كرده، به نزد او آمدند و گفتند: سلام بر تو، اى امير مؤمنان! سلام بر تو و رحمت و بركات خدا [بر تو]، اى مولاى ما!
على ٧ فرمود: «از اصحاب پيامبر ٦، چه كسى اينجاست؟».
دوازده تن برخاستند، از جمله: قيس بن ثابت بن شماس، هاشم بن عتبه و حبيب بن بديل بن ورقا، و شهادت دادند كه شنيدهاند پيامبر ٦ مىفرمود: «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست».