دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧ - حديث
كن ... و او را در كارم شريك گردان»، پس آيهاى بر او نازل كردى كه: «به زودى تو را با برادرت نيرومند مىسازيم و براى شما، تسلّطى قرار مىدهيم كه دستشان به شما نرسد».
خدايا! من محمّد، برگزيده و پيامبر تو هستم. پس، سينهام را برايم بگشاى و كارم را برايم آسان كن و وزيرى (دستْيارى) از خانوادهام برايم قرار ده، على را، و با او پشتوانهام (يا پشتم) را نيرومند بدار».
به خدا سوگند، پيامبر ٦ دعايش را تمام نكرده بود كه جبرئيل ٧ از نزد خداى متعال فرود آمد و گفت: اى محمّد! بخوان: «تنها ولىّ شما، خدا و پيامبر اوست و [نيز] مؤمنانى كه نماز مىگزارند و در حال ركوع، صدقه مىدهند».
٦٠١. تذكرة الخواصّ درباره گفته خداى متعال: «تنها ولىّ شما، خدا و پيامبر اوست و [نيز] مؤمنانى كه ...»: پيامبر خدا [از خانهاش] بيرون آمد. در مسجد، على ٧ به نماز ايستاده بود و مسكينى هم انگشترى با خود داشت. پيامبر ٦ به او فرمود: «آيا كسى چيزى به تو بخشيد؟».
گفت: آرى؛ آن نمازگزار اين انگشتر را در حالت ركوع به من داد.
پس پيامبر خدا تكبير گفت و جبرئيل ٧ فرود آمد و اين آيه را تلاوت كرد و حسّان بن ثابت هم چنين سرود:
اى ابو الحسن! جان و خون من فدايت باد
و نيز [جان و خون] هر كُندرو و تندرو در طريق هدايت!
تو كسى هستى كه در ركوعت عطا كردى
جان مردمان به فدايت، اى بهترين ركوع كننده!
اى بهترين سرور، با انگشتر مباركت!
و اى بهترين خريدار و اى بهترين فروشنده!
پس خداوند، بهترين ولايت را درباره تو نازل كرد
و آن را در آيههاى محكم دين،[١] بيان نمود.
و نيز سرود:
اين كيست كه انگشترش را در ركوع، صدقه داد
و آن را نزد خود، نيك پنهان داشت؟
[١] يعنى محكمات قرآن، كه همان آيههاى روشن و بدون ابهام آن هستند.( م)