دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧ - ٤/ ٢ ٤ فتح خيبر
و فرزندان او. پس هر كه ناخشنود است، به آن جا برود و با دستش به سوى شام اشاره كرد.
٤٧٠. تاريخ دمشق به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى: پيامبر خدا آمد و ما در مسجد خوابيده بوديم. با شاخه خرمايى كه در دست داشت، به ما زد و فرمود: «آيا در مسجد مىخوابيد؟ شايسته نيست در آن بخوابند».
پس ما به شتاب، دور شديم و على ٧ نيز دور شد؛ امّا پيامبر خدا فرمود: «اى على! بيا. هر آنچه در مسجد براى من رواست، براى تو نيز رواست. آيا خشنود نمىشوى كه براى من، به منزله هارون براى موسى باشى، جز در پيامبرى؟ سوگند به آنكه جانم در دست اوست، تو روز قيامت با عصايت كه از چوب تمشك است، [كسانى را] از حوض من مىرانى، آن گونه كه شتر غريبه را از آب مىرانند. گويى كه جايگاه تو را در كنار حوضم مىبينم».
ر. ك: ج ١٠، ص ٣٩٥ (همسانى حقوق وى با پيامبر خدا در مسجد وى).
٤/ ٢ ٤
فتح خيبر
٤٧١. المناقب، ابن مغازلى به نقل از جابر بن عبد اللّه: چون على بن ابى طالب ٧ از فتح خيبر باز آمد، پيامبر ٧ به او فرمود: «اى على! اگر نبود [بيم] اين كه گروهى از امّتم، درباره تو چيزى را بگويند كه نصرانىها درباره عيسىگفتند، در شأن تو سخنى